السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )
42
روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )
تشكيلدهندهء آن داراى فضايل اخلاقى و سلامت فكر و آسايش روح باشند و گرنه با مواد فاسد معجونى مفيد ساخته نخواهد شد . اسلام به هيچ وجه قناعت نمىكند كه يك جامعهء به ظاهر آرام ، صالح ، متمكن ، ثروتمند به وجود آورد ، ولى از غذاى روح و روان آدمى و فضايل اخلاقى انسانى غفلت ورزد . اسلام ، نيك متوجه است كه رمز فساد و از هم گسيختگى و انقراض ملتها و پديد آمدن جنگهاى خانمانبرانداز و تمدنسوز ، همين بيمارىهاى روحى و رذايل اخلاقى از قبيل جاهطلبى ، پستفطرتى ، كينه ، خودخواهى ، دنياطلبى و ثروتاندوزى است و تنها راه جلوگيرى از گسستگىهاى جوامع بشرى و متلاشى شدن ملتها ، ايجاد ملكات فاضله و مبارزه با صفات زشت و آراستن روح و روان بشر به زيور معنويات و زدودن تمام زنگارهاى طبيعت از دلهاى آدميان است . . . . در يك كلام اسلام ، به اخلاق انسان اهميت بسيار مىدهد و اخلاق را بر پايهء توحيد و خداشناسى مىگذارد و براى روشنى دل بشر ، از « نور آسمانها و زمين » « 1 » كمك مىگيرد . پنجم ؛ تمدن مىكوشد نظم در اجتماع بشرى حكومت كند ، ولى بىنظمىها و تخلفهاى بىشمار و قانونشكنىهاى فراوان افراد را در محيط خانواده و مدرسه و بازار و اداره و امثال آن از نظر دور مىدارد و بدان توجه ندارد . و مهمتر آنكه افراد جامعهء متمدن ، مسئول كارهاى يكديگر نيستند ، چون فريضهء « امر به معروف و نهى از منكر » در قاموس آنها وجود ندارد . ولى اسلام با دميدن روح خداپرستى در انسانها ، افراد را در تمام محيطهاى كوچك و بزرگ
--> ( 1 ) . « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » نور ، آيه 35