السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )
30
روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )
6 . پيشرفت مدنيت و ثبوت دين با بيان مختصر بالا اين نكته روشن شد كه در جامعهء اسلامى ، سستى و شكست پديد نمىآيد ، ولى تنها اين كافى نيست ، بلكه بايد علاوه بر استحكام بناى جامعه تحرك ، جنبش ، فعاليت ، پيشرفت ، تحول و تكامل نيز در جامعه باشد . و به عبارت ديگر تنها كافى نيست كه يك جامعه را محكم بسازند ، بلكه بايد به گونهاى باشد كه پيوسته در حال پيشرفت و تكامل باشد . حق آن است كه آيين ساختمان يك جامعه بايد نطفهء تكامل را در خود جامعه ببندد و طرحريزى ساختمان جامعه طورى باشد كه اگر بر اساس آن ، حركت انجام شود ، خود به خود ، جامعه پيشرفت كند . در اينجا جاى اين پرسش است كه آيا جامعهء اسلامى مطابق چنين طرحى ساخته شده است ؟ پاسخ اين است كه جامعهاى كه اسلام مىسازد ، شرايط و عواملى دارد كه با وجود آنها جامعه ، خود به خود به سوى كمال رهسپار است . ولى اين شرايط و عوامل بايد به طور ثابت و هميشگى در جامعه موجود باشد تا پيشرفت حاصل آيد . بنابراين آنچه از نظر ساختمان اجتماعى ثابت و هميشگى و غير قابل تحول است ، پايه و نقشهء اصلى و هيكل كلى اجتماعى است كه از عناصر و عوامل ثابتى تشكيل مىشود . اين عوامل و عناصر عبارتند از : « 1 »
--> ( 1 ) . در اين مورد ، يعنى حفظ كيان جامعهء اسلامى در شكل آرمانى ، يكى از مهمترين امتيازهايى است كه اسلام بر مسيحيت موجود دارد . مسيحيت مىگويد : حكومت را به قيصر واگذاريد ، ولى اسلام براى برقرارى عدل و داد با قياصره و كياسره و فراعنه و قدرتهاى غيرقانونى مىجنگد و آنها را محكوم مىكند