السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

11

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

من در اين رابطه ، خدمت برادرم آقاى حجتى در « يادداشت نمابرى » نوشتم : عماد الدين اصفهانى متوفاى 597 ه مىگويد : « انسان ، امروز نامه - يا كتابى - مىنويسد و فرداى همان روز مىگويد : اگر اين جمله تغيير يابد بهتر خواهد بود و اگر چيزى چنين افزوده شود جلوه بيشترى خواهد داشت و اگر اين را مقدم بداريم ، بسيار به جا خواهد بود و اگر آن يكى را حذف كنيم زيباتر خواهد گشت و اين ، از بزرگ‌ترين عبرت‌هاست و دليل چيرگى نقص بر همه افراد بشر است » . « 1 » به هر حال اين بود كه « روابط اجتماعى در اسلام » را همراه « جبر و تفويض » و سه بحث مفيد ديگر به دست چاپ سپرديم و اميدواريم كه نواقص احتمالى را به حساب ما بگذاريد ، به اميد آن‌كه ايشان در صورت لزوم ، اصلاحات احتمالى را براى چاپ بعدى منظور دارند و يا آن‌كه با توجه به اين نكته كه وجود ناقص بهتر از عدم است ، علاوه بر اين رساله ، بقيه بحث‌هاى « اشعة القرآن » را هم ، با مرورى اجمالى و ويرايشى كوتاه ، به دست چاپ بسپارند . گفتنى است كه بحث جبر و تفويض ، به شهادت پاورقى خود علامه طباطبائى ، مورد مطالعه و مداقه ايشان قرار گرفته و اكنون براى نخستين بار چاپ مىشود كه در واقع گامى مثبت در راستاى نشر فرهنگ و معارف قرآنى است . براى « مستند » سازى بيشتر ، اين كارها را انجام داده‌ايم : 1 . تصوير دست‌خطِّ علامه كه به عنوان تقريظ ، بر « اشعة القرآن » نوشته‌اند ، 2 . آوردنِ كپى اصل صفحه‌اى را كه حقير در سر درس استاد بر آن « حاشيه » زده‌ام ، 3 . صفحه آخر رساله را هم كه شامل دست خط علامه فقيد ، در توضيح اشكال جناب حجتى است ، عيناً آورده‌ايم تا ارزش و اهميت اين رساله نيز روشن‌تر گردد .

--> ( 1 ) . انى رأيت انه لايكتب انسان كتاباً فى يومه الّا قال فى غده لو كان غيّر هذا لكان احسن و لو زيد كذا ، لكان يستحسن ولو قدم هذا لكان افضل ولو ترك هذا لكان اجمل وهذا من اعظم العبر وهو دليل على استيلاء النقص على جملة البشر