محمد باقر شريعتى سبزوارى

10

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

به همين دليل مفسر و نگارنده نيز در اين كتاب شبهاتى كه در بحث ادراكات اعتبارى به علامه طباطبائى و شهيد مطهرى وارد ساخته‌اند به روشنى پاسخ داده است اميد ا ست با عنايتى كه اهل نظر در اين نوع مسائل دارند خدمتى به قشر تحصيل كرده و متفكران جامعه و نوآموزان فلسفه شده باشد . جلد سوم اين كتاب كه اكنون در خدمت خوانندگان محترم قرار دارد به قول شهيد مطهرى مشتمل بر سه مقاله از مجموعه چهارده مقاله‌اى است كه اولين مقاله آن مربوط به مسائل « وجود » است كه در آن ، اساسىترين مسائل ، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است كه تنها يك يا دو مسئله آن از حكماى يونان به ارث رسيده ولى بخش عمده آنها كه نقش اساسى در سرنوشت فلسفه ايفا مىكند بلكه مبنا و اساس فلسفه مىباشد به ابتكار فلاسفه اسلامى در ادوار مختلف پيدا شده است . دو مسئله از اين مباحث كه تحت عنوان « موجود معدوم نمىشود » و ديگر « نسبيت عدم » براى نخستين بار در اين جلد به صورت مستقل و با سبك خاصى مطرح گرديده است . مقاله هشتم مربوط به اصل ضرورت و ا مكان است و آن چه در اين مقاله مورد توجه قرار گرفته موضوع « وجوب » و « حتميت » و قطعيتى است كه در تدبير نظام احسن جهان حكمفرما مىباشد . بحث از ضرورت و حتميت نظام هستى يكى از مهم‌ترين مباحثى است كه همواره افكار فيلسوفان را به خود متوجه ساخته و امروز در ميان فلاسفه غربى در رديف مسائل اول فلسفى قرار دارد . در پايان اين گفتار موضوع جبر و اختيار انسان و استعداد تكليف و مسئوليت وى در مقابل نظام حتمى موجودات به تحميل كشيده شده و نظر نهايى مطرح گرديده است . مقاله نهم كه بحث قانون عليت و معلوليت مىباشد از كهن‌ترين و سابقه‌دارترين مسائل فلسفى به شمار مىرود و اگر سبقت و قدمت را ملاك اهميت قرار دهيم هيچ مسأله‌اى به پاى مسئله علت ومعلول نمىرسد . مسئله علت ومعلول از آن نوع مسائلى است كه با وجود سبقت و قدمتى كه دارد اهميت و جلال خود را هرگز از دست نداده