محمد باقر شريعتى سبزوارى

87

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

در عين حال ما حكم نكنيم كه حاتم بخشنده بوده و يا آن‌كه حكم بكنيم كه بخشنده نبوده و يا اصلًا چنين شخصى در عالم وجود نداشته . و گاهى حكم هست و تداعى نيست ؛ مثل تمام احكامى كه دانشمندان در مورد مسائل نظرى علمى به راهنماى برهان يا تجربه مىنمايند . پس اين مطلب قطعى و مسلم است كه هنگامى كه محمولى را براى موضوعى اثبات مىكنيم ( زيد ايستاده است ) علاوه بر تصور موضوع و تصور محمول ، يك عمل خاص ديگرى ذهن انجام مىدهد . اين عمل خاص در ميان همهء امور نفسانى يك امتياز مخصوص دارد و آن اين‌كه داراى دو جنبه است : از يك جنبه انفعالى و حصولى و ذهنى است و از جنبهء ديگر ، فعلى و حضورى و غير ذهنى است . توضيح اين‌كه امور نفسانى ، چنان‌كه سابقاً گذشت ، دو دسته هستند : دستهء اوّل همان صور ذهنيه است كه مربوط به دستگاه مخصوص ادراكى است . اين صور ، انفعالى هستند ؛ يعنى قوهء مدركه در اثر برخورد با يك واقعيت ، روى خاصيت مخصوص صورت‌پذيرى خود ، آن‌ها را تهيه كرده است ؛ و حصولى هستند ؛ يعنى يك واقعيتى كه غير از واقعيت خودشان است ارائه مىدهند و ذهنى هستند ؛ يعنى وجودشان قياسى است و هيچ هويت و تشخصى غير از « صورت شىء ديگر بودن » ندارند و امتياز اين صور ازيك‌ديگر تابع امتيازى است كه محكىٌّ عنه‌هاى آن‌ها با يك‌ديگر دارند ؛ مثلًا تصور انسان و تصور درخت و تصور اسب هيچ هويت و تشخصى ندارند غير از صورت اشياى خاص خارجى بودن ، و امتياز هر يك از اين صور از ديگرى به اين است كه يكى متعلق به انسان است و ديگرى به درخت و سومى به اسب . دستهء دوم ، نفسانيات غير ذهنى هستند . اين دسته از امور مربوط به ساير دستگاه‌هاى نفسانى ، يعنى ماوراى دستگاه ذهن مىباشد ؛ مانند اراده و شوق و لذت و رنج و غيره . اين امور اولًا ، صورت چيزى نيستند ؛ مثلًا فرق اراده و تصور درخت اين است كه اراده يك امرى است نفسانى و چيزى را در خارج به ما نشان نمىدهد ، اما تصور درخت ، واقعيت خارجى درخت را بر ما مكشوف مىسازد و ثانياً ، حضورى هستند نه حصولى ، چنان‌كه واضح است وثالثاً ، غالباً فعلى هستند نه انفعالى .