محمد باقر شريعتى سبزوارى
52
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
ذهنى نمىسوزاند و مفاهيم خيالى و ذهنى آثار خارجى ندارند ، به همين دليل يا خود محسوسى است از محسوسات و يا مسبوق است به محسوسى از محسوسات ؛ مانند انسان محسوس كه خود محسوس است ؛ مثل احمد و يا محمود ذهنى و انسان خيالى كه مسبوق به انسان محسوس مىباشند و در همين مورد اگر فرض كنيم محسوسى نيست ؛ مانند سيمرغ افسانهاى ، ناچار هيچگونه ادراك و علمى نيز پيدا نخواهد شد ؛ بدين معنا كه اگر مفهومى در ذهن باشد [ مانند رستم ، سيمرغ ، كوه قاف ] ولى در ظرف خارج مصداق واقعى نداشته باشد ، بىگمان اينصورت ذهنى منهاى مصداق عينى از موهومات محسوب مىشود نه حقايق . شانس و بخت ، اقبال و ديو و پرى ، همه از موهوماتند . به قول شهيد مطهرى اين موضوع : اشاره است به برهانى كه در مقالهء چهارم از دو راه اقامه شد براى اثبات اينكه هر تصور كلى كه قابل انطباق به افراد محسوسه باشد ؛ از قبيل تصور انسان ، درخت ، رنگ ، شكل ، مقدار و صوت ، خواه ناخواه بايد از راه حواس و تماس مستقيم با واقعيت شىء محسوس از براى انسان پيدا شده باشد و ممكن نيست خود به خود و بالفطره براى عقل حاصل باشد . « 1 » آن برهان صرفاً متوجه اين هدف بود كه معرفت و شناسايى طبيعت مستقيماً از راه ادراكات حسى و جزئى آغاز مىشود و تمام تصورات بشر مربوط به طبيعت در اثر برخورد قواى ادراكى با طبيعت عينى و خارجى توليد شده است و دربارهء اينگونه تصورات است كه با قطعنظر از مسامحه در تعبير مىتوان گفت : « دنياى ذهن ، انعكاسى از دنياى عينى است » . همانطورى كه در مقالهء 4 گذشت آزمايشهاى عمومى نيز گواهى مىدهد كه هر كس فاقد حسى از حواس است همانطورى كه قدرت احساس جزئى يك سلسله محسوسات مربوط به آن حس را ندارد ، قدرت ادراك عقلى و كلى و تصور علمى آن را نيز ندارد ، و اين جملهء معروف منسوب به ارسطو : « من فقد حساً فقد علماً » كه از دير زمان در زبان اهل علم شايع است ، در همين زمينه گفته شده است ، ولى آن برهان و اين آزمايش تنها در مورد
--> ( 1 ) . استاد مطهرى ، مجموعهء آثار : اصول فلسفه و روش رئاليسم ، مقالهء چهارم ، ص 200 - 201