محمد باقر شريعتى سبزوارى
351
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
مكر و فريب حربهء نامرد مردم است * نامرد حيله بازو و مردى رها كند استالين براى تحكيم نظام سوسياليستى هزاران مخالف را به خاك و خون كشيد ، حتى افرادى را كه دشمن فرضى و خيالى مىدانست ، از روى احتياط كشت ، مسلمانان و عالمان اسلامى را نابود و مسجدها را خراب كرد و اكنون متفكران آن ديار ، اين اعمال را محكوم مىسازند . علم و دانش ، زبان ندارد و گويا نيست . تنها كارى كه مىكند بسترسازى مىكند و بسترى خوب براى بايدها و نبايدهاست . دربارهء زيانهاى شراب ، قمار و مواد مخدر ، كه عقل و دين آنها را تحريم مىنمايد ، اگر خود انسان به مصلحت خويش نينديشد كه فلان كار را ترك كند يا خير ، علم و عقل كارى نمىتوانند بكنند . ما پزشك و مهندس معتاد نيز داريم . غرايز و احساسات از قواى فعال وجود انسانند ، كه اگر در جهت ضد علم و عقل حركت كنند بر علم و عقل و حتى دين غلبه پيدا خواهند كرد . حافظ مىسرايد : ما را به منع عقل مترسان و مىبيار * كان شحنه در ولايت ما هيچ كاره نيست يا مولوى مىگويد : عقل چون شحنه است سلطان چون رشيد * شحنهء بيچاره در كنجى خزيد عشق آمد عقل او آواره شد * صبح آمد شمع او بيچاره شد اين امر ، يك حقيقت روشنى است كه وقتى شهوت و عشق آمد ، عقل مغلوب و كشفيات علم طرد مىشود . مگر علم و دانش ، ضررها و خطرهاى سيگار و مواد مخدر را كشف نكردهاند ، پس چگونه نوجوانان غربى و مقلدان آنها در بلاد اسلامى سيگار مىكشند ؟ ! صحيح است كه ديوانه را نبايد انذار داد ، چون انتظار پندپذيرى از ديوانه لغو است ، ولى اگر به انسان عصبى ، - گرچه ترشحات غدد تيروئيد او بيش از مقدار متعارف باشد - ، گفته شود كظم غيظ و عفوِ برادر دينى ارزش دنيوى و اخروى دارد و چنين آدمى مورد