محمد باقر شريعتى سبزوارى

340

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

چهار عنصر مىباشد و نه روزى كه به ثبوت رسيد كه آب نيز مانند ساير مركبات ، مركب بوده و از آميزش اكسيژن و هيدروژن به نسبت 33 % و 66 % به وجود آمده است . اين امور نقشى در خوردن آب ندارد ، جز احساس تشنگى و ضرورت خوردن آب . و هم‌چنين اگر از اجزاى همان دستگاه تطبيق و توسيط وجوب ، براى آزمايش ، يكى را كم كنيم فعاليت قوهء فعاله سپرى خواهد شد ؛ مثلًا اگر چنان‌چه جهاز تغذى ، تشنگى را احساس نكند يا تشنگى را احساس كرده ، ولى به خاطر سرگرمى به جاى ديگر به ياد سيراب شدن نيفتد يا به ياد سيراب شدن نيز بيفتد ، اما به سبب محذور مزاجى يا خارجى ، سيراب شدن را فعلًا لازم نبيند يا همهء آن‌ها را داشته ، ولى به دليل نبودن آب ، مثلًا نسبت وجوب را ميان خود و فعل خود ( حركت ويژه ) برقرار نكند ، حركت و فعاليت به وجود نخواهد آمد . و از اين‌جا روشن خواهد بود كه انسان ، پس از ادراك وجوب فعل ، در انجام دادنِ حركت و فعاليت خود هيچ‌گونه توقفى نخواهد داشت ، چنان‌كه در مواردى كه ملكهء كارى را داشته باشيم ؛ مانند ملكهء تكلم ، هيچ‌گونه نيازى به فكر نداريم و به‌ويژه در چيدن حروف ، پس از آغاز تكلم و هم‌چنين در جاهايى كه مربوط به مورد فعل واسطهء عوارض محلى مخصوص جز يك فكر در متخيله پيدا نشود ؛ مانند كسى كه نورزيده ( تمرين نكرده ، ورزيده نيست ) و بالاى پايهء پنجاه مترى يا مناره‌اى بسيار بلند ، خود را ببيند ؛ بديهى است كه از ترس جان ، فكرى به‌جز تخيلِ افتادن نخواهد داشت و در نتيجه سقوط خواهد كرد و يا مانند كسى كه دفعتاً شير شرزه‌اى را در برابر خود ببيند . اگر فكر فرار كردن به مغزش بيفتد ، ناچار بىتوقف فرار خواهد كرد و اگر تصور هيبت شير ، دلش را فرا گيرد زمين‌گير شده و فرار ، بلكه پاى فرار را فراموش خواهد نمود و اگر فكر مقصد شير و تعرض و عدم تعرض وى دهشت‌زده‌اش كند ، مسخّر وى گرديده و به اصطلاح « مستسبع » شده و به دنبال شير خواهد افتاد . اين‌گونه حركات ، عموماً افعالى اختيارى و ارادى هستند كه در مورد آن‌ها يك فكر بيش‌تر در برابر چشم قوهء فعاله نيست و در نتيجه نسبت وجوب جاىگير شده و انسان از روى اختيار و اراده انجام مىدهد .