محمد باقر شريعتى سبزوارى
327
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
آميزشهاى گوناگون كه ميانشان پيدا شود ، يك سلسله نتايج تركيبى نيز مىدهد و اينگونه تغيير درميان آداب و رسوم اجتماعى نمونههاى زيادى دارد و شايد كمتر ، موردى بتوان پيدا كرد كه عوامل مختلف تغيير ، در وى تأثيرى نكرده باشد و از منبعهاى گوناگون سرچشمه نگرفته باشد . قسم دوم : اعتباريات بعدالاجتماع « 1 » مفاهيم اعتبارى كه انسان اجتماعى امروزه ، از قالب ذهن خود درآورده ، به اندازهاى زياد است ، كه شايد تميز و طبقهبندى و شمردن آنها بالاتر از توانايى فكر انسان معاصر بوده باشد اگر چه همهء آنها ساختهء فكر و انديشه مىباشند . با اين همه ، پيوسته انسان به حسب پيشرفت اجتماع و تكامل فكر خود ، مفاهيم تازهاى ساخته و هر روز يك يا چند نمونهء تازه به معرض نمايش مىگذارد ؛ و از همينها نيز مىفهميم كه اگر به قهقرا برگشته و به انسان اولى اجتماعى نزديكتر شويم ، اين ساختههاى فكرى كمتر شده و به ريشههايى كه محل انشعاب شاخهها هستند نزديكتر خواهند گشت . ازاينروى و براى اينكه اين مقاله بيشتر از اندازهء معينى از تفصيل را گنجايش ندارد ، در اينجا اعتبارات بعد الاجتماع چندى را كه به منزلهء ريشههاى ساير اعتبارات بعدالاجتماع مىباشند بررسى مىكنيم ؛ يعنى اعتبارات و قراردادهايى كه بشر پس از زندگى اجتماعى فرض و اعتبار كرده عبارت است از : 1 . اصل مِلك ( ملكيت ) چنانكه از بحثهاى گذشته به دست آمد ريشهء اين اصل ، پيش از تحقق اجتماع محقق بوده و آن ، همان « اختصاص » است . اين خانه ، مال محمود است . اين لباس ، مخصوص
--> ( 1 ) . مقصود علّامه از اين نوع اعتباريات ، يعنى اعتبارياتى كه عقلا و مديران جامعه براى بهزيستى و حقوق اجتماعى فرض و اعتبار مىكنند كه در صورت انفرادى زيستنِ بشر ، اين نوع اعتباريات لغو و بىفايده مىباشد