محمد باقر شريعتى سبزوارى
321
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
تأييد مىكند . و اگر وجود چيزى كه عمل كردنى است يا عمل نكردنى ، در ميان دو چيز مردد شود بهگونهاى كه به فعل هر دو طرف يا ترك هر دو طرف مبادرت مىورزد ؛ مانند اينكه نمىداند به تدريس ادامه دهد يا تحصيل ، يا تدريس را رها كند و يا تحصيل را ، به احتياط روى مىآورد و گاهى توقف مىكند . و اگر وجود چيزى را نداند ، ترتيب آثار وجود وى را به مورد نمىدهد . و اگر چيزى ميان فعل كردنى و نكردنى ( خير و شر ) مردد شود توقف خواهد كرد . ( چهار اصل « استصحاب ، احتياط ، برائت و توقف » به اصطلاح فن اصول ) از اين امور مىباشند ؛ مثلًا كسى كه يقين به وضو دارد ، اگر مردد شود بنا را بر داشتن وضو مىگذارد ( استصحاب ) . هرگز يقين سابق را با شك لاحق درهم نمىشكند و . . . . و چون در جاهاى ديگر در اطراف اين چهار اصل بحثهاى وافى شده از دامنه دادن گفتگو در اين مقاله دربارهء آنها خوددارى مىشود . خاتمهء اين بحث و گفتگو اعتبارات عمومى ، مانند ( وجوب ، حسن و قبح ، انتخاب اخف و اسهل ، استخدام ، و عمل به علم ) كه سخنان گذشتهء ما در پيدايش آنها بود ، منحصر به پنج اعتبارى كه شمرده شد نمىباشد ، بلكه اعتبارات ديگرى نيز مىتوان يافت كه جنبهء عموميت داشته باشند چنانكه اعتبار اختصاص و اعتبار فايده و غايت در عمل ، از اعتبارات و امور اعتبارى كلى ، فراگير و عامه هستند ، زيرا اگر انسان را تنها و در حال انفراد فرض كنيم در هر استفاده كه از ابزارهاى مادّهء خارجى مىكند اگر يك مانع و مزاحمى ( اگر چه انسان و يا موجود زندهء ديگرى نبوده و يك مانع طبيعى باشد ) پيش آمده و بخواهد انسانِ فعال را از اصل فعاليت يا از كمال فعاليت يا از تكميل فعاليت مانع شود ، انسان نيز ناچار و خواه ناخواه در مقام دفاع برآمده و با فعاليت دفاعى خود مادّه را تخصيص به خود داده ، تصرف خود را بر وى مستقر خواهد ساخت ؛ و در عين حال ، اين وضع را يك نسبتى ميان خود و مادّه انديشيده و مفهوم