محمد باقر شريعتى سبزوارى
259
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
خارجى و رشد و توليد مثل كردن نيز ديده مىشود و مثل اينكه يك دستگاه خودكار ، كه خودش خودش را ترميم و اصلاح مىكند و نقص خود را رفع مىكند ، در درون اين دسته از موجودات گذاشته شده و پس از مدتى به علت مجهول و نامعلومى ( كه هنوز هم نامعلوم است ) اين دسته از موجودات راه نزول و انحطاط را مىپيمايند و از بين مىروند . در دستهء ديگر از موجودات كه آنها را « حيوان » نام نهادهاند علاوه بر آنچه در نباتات ديدهاند آنها را داراى شعور و ادراك و ميل و لذت يافتهاند كه كارهايى را به تحريك ميل و راهنمايى شعور و انديشه انجام مىدهند و در ميان آنها انسان را از لحاظ شعور و انديشه داراى امتياز فوقالعادهاى يافتهاند . بديهى است كه مطالعات دانشمندان اوليه در مورد هر يك از اين چهار قسمت موجودات با آنچه امروز در دست بشر است از زمين تا آسمان متفاوت است . معلومات بشر اوليه در مورد شناخت طبيعت بىجان و طبيعت جاندار از نبات و حيوان و انسان در مقابل معلومات بشر امروز صفر است ، ولى در عين حال اين تقسيم و طبقهبندى ، كه در بالا گفته شد كه با مقياس اختلاف موجودات در « نوع فعاليت » در نظر گرفته شده ، به قوت واستحكام خود باقى است و از طرف همهء دانشمندان به رسميت شناخته شده و هنوز هم دانشمندانى كه در مقام طبقهبندى و درجهبندى علوم برآمدهاند در درجهء اول همين طبقهبندى مزبور را ، كه در موجودات است ، ملاك درجهبندى و تقسيم علوم قرار دادهاند و البته اين طبقهبندى موجودات ناظر به اين جهت نيست كه اين اختلافات از چه نقطه آغاز شده و آيا از اول چنين بوده يا بعد پيدا شده و اگر بعد پيدا شده به چه ترتيب بوده ؟ و همچنين ناظر به اين جهت نيست كه مبناى اين اختلافات چيست ؟ آيا مادّهء بىجان يگانه عامل اصلى اين اختلافات است يا چيز ديگرى هم در كار است ؟ اين طبقهبندى فقط وضع فعلى موجودات را در طرز فعاليت نمايان مىسازد . فرق بين فعاليت فيزيكى جمادات و فعاليت حياتى نباتات از يكديگر و همچنين فرق اين دو با فعاليت حيوانى چندان دشوار نيست ، آنچه نيازمند به تأمّل است طرز فعاليت ارادى حيوان است كه مستلزم يك سلسله انديشه و ادراكات است كه بايد در مقدّمهء آن افعال واقع شود و اينك به شرح آن مىپردازيم :