محمد باقر شريعتى سبزوارى

243

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

در اعتباريات به كار برده مىشود لغويت و عدم لغويت اعتبار است ، و البته در اين جهت خصوصيت اعتبار كننده را بايد در نظر گرفت ؛ مثلًا اگر اعتبار ، اعتبار خيالى و وهمى است مصالح و اهداف آن قوه را بايد در نظر گرفت و اگر اعتبار ، اعتبار عقلى است مصالح و اهداف آن قوه را بايد در نظر داشت و هم‌چنين فرق است بين اعتبارات قانونى يك نفر بشر و اعتبارات قانونى كه به وسيلهء « وحى الهى » تعيين مىشود ، چرا كه عقلاى بشر بسا ممكن است دست‌خوش اشتباه و خطا شوند و تحت تأثير محيط و سنن اجتماعى و يا قدرت‌هاى حاكم قرار بگيرند و قوانين را در راستاى منافع آن‌ها وضع و اعتبار نمايند نه مصالح عمومى . ولى در اين جهت فرقى نيست كه هر كس و هر چيز و هر فرد و هر دسته كه چيزى را اعتبار مىكند غايت و هدفى در اعتبار خود دارد و وصول به آن هدف را مقصد قرار مىدهد و اگر چيزى را براى مقصد خاصى اعتبار كرد ممكن نيست كه عين همان قوهء اعتبار كننده چيز ديگرى را اعتبار كند كه او را از وصول به آن مقصد دور كند . پس يگانه مقياس سير و سلوك فكرى در اعتباريات همانا مقياس لغويت و عدم لغويت است . 7 . ممكن است اين معانى وهميه را اصل قرار داده و معانى وهميهء ديگرى از آن‌ها بسازيم و به‌واسطهء تركيب و تحليل ، كثرتى در آن‌ها پيدا شود ( سبك مجاز از مجاز ) . مثل اين‌كه جود و سخاوت فردى را به استفادهء زياد از ظروف يك بار مصرف اعتبار نماييم . با تأمّل در اطراف بيان گذشته بايد اذعان نمود به اين‌كه ممكن است انسان يا هر موجود زندهء ديگر ( به اندازهء شعور غريزى خود ) در اثر احساسات درونى خويش كه مولود يك سلسله احتياجات وجودى مربوط به ساختمان ويژه‌اش مىباشد ، يك رشته ادراكات و افكارى بسازد كه بستگى خاص به احساسات مزبور داشته و به عنوان نتيجه و غايت ، احتياجات نام‌برده را رفع نمايد و با بقا و زوال و تبدل عوامل احساسى و يا نتايج مطلوبه ،