محمد باقر شريعتى سبزوارى
23
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
مقدّمه مبحثى كه در اين مقاله مىخواهيم وارد آن بشويم مانند مباحث مقالات 2 و 3 و 4 از مباحث مربوط به علوم و ادراكات بشرى است . در اين مقاله از جنبهء خاصى ادراكات ذهنى مورد مطالعه و تحقيق واقع شده است و آن جنبه عبارت است از : بررسى دربارهء « كيفيت حصول كثرت در ادراكات » . ممكن است ابتدا خوانندهء محترم پيش خود تصور كند كه جنبهء حصول كثرت در ادراكات احتياج به بحث و تحقيق ندارد ، زيرا كثرت ادراكات تابع كثرت مدركات است و اينكه ما ادراكات و تصورات زيادى در ذهن خود داريم معلول آن است كه اشياى زيادى در ماوراى ذهن ما وجود دارد و چون آن اشياى واقعى خارجى ، كثير و متعددند و هم آنها هستند كه در اثر برخورد ويژه با قواى ادراك كننده ، ادراكات را توليد مىكنند ، قهراً و جبراً منشأ پيدايش ادراكات كثيره مىشوند . ولى ما نظر خوانندهء محترم را جلب مىكنيم كه در اين مقاله نظر به اين قسم كثرت در ادراكات نيست ، زيرا اين قسم كثرت در ادراكات ، بالذّات مربوط به كثرت مدركات خارجيه است و بالتَّبَع مربوط به ادراكات است . آنچه در اين مقاله دربارهء آن بحث و تحقيق مىشود كثرتهايى است كه بالذّات مربوط به خود ادراكات است و ربطى به كثرت واقعى مدركات ندارد و به عبارت ديگر ، آن كثرتى كه مورد توجه خوانندهء محترم است - يعنى كثرتى كه ادراكات بهواسطهء كثرت مدركات دارند - از جنبهء انفعالى ذهن سرچشمه مىگيرد و اما آنچه مورد بحث و تحقيق اين مقاله است كثرتهايى است كه از جنبهء فعاليت ذهن ناشى مىشود و عامل