محمد باقر شريعتى سبزوارى

205

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

يعنى وجود يافتن صفاتى چون امكان و يا وجوب ، وحدت و كثرت ، در خارج مستلزم اين است كه براى هر يك از آن‌ها نيز وجوب و امكانى تحقق پيدا كند و در صورت تحقق ، باز نياز به امكان و ضرورت سومى پيدا مىشود . در نتيجه يك چيز به امكان‌هاى بىنهايت و ضرورت‌هاى بىشمارى متصف خواهد شد و مستلزم تكرار آن‌هاست . بنابراين اعتباريات و ادراكات اعتبارى فقط در حوزهء ذهن وجود دارد و جايگاه اعتباريات در ذهن است . عكس حقايق ، كه قلمرو آن در خارج است و از عين به ذهن منتقل مىشوند به‌گونه‌اى كه اگر در ظرف خارج نباشند ذهن نمىتواند آن را توجيه نمايد . ازاين‌رو اين نوع اعتباريات را نمىتوان لغو كرد ، چون اعتبار آن عقلانى است نه عقلايى ؛ لذا وضع و ابطالش در دست ما نيست . اين عقل است كه با دقت خاص ماهيت و علت و معلول را از اشيا انتزاع مىكند . فلسفهء طرح ادراكات اعتبارى اين مقاله آخرين بحث و تحليل از مباحث « علم و ادراك » مىباشد . در تعريف و غايت فلسفه گفته شد كه تميز بين ادراكات حقيقى از ادراكات اعتبارى از اهمّ اهداف فلسفه است ، زيرا التقاط و آميزش اين دو نوع ادراك خطرهاى جبران‌ناپذيرى به وجود آورده و مىآورد ، بنابراين بايد مورد تحليل قرار گيرد و هر يك با دلايل مخصوص خود نفى و يا اثبات شود . شهيد مطهرى در مقدّمهء جلد دوم اصول فلسفه ضمن تشريح مقالهء پنجم و ششم مىفرمايد : « مقالهء ششم متكفل يك بحث فلسفى نو و بىسابقهء ديگرى است كه تا آن‌جا كه ما اطلاع داريم براى اولين بار اين بحث در اين سلسله مقالات مطرح شده و آن مبحث مربوط به تميز و تفكيك ادراكات حقيقى از ادراكات اعتبارى است . » ايشان هم‌چنين در مقدّمهء مقالهء ششم مىفرمايد : « تميز و تفكيك ادراكات حقيقى بسيار لازم و ضرورى و عدم تفكيك آن‌ها از يك‌ديگر بسيار مضر و خطرناك است ، و همين عدم تفكيك است كه بسيارى از دانشمندان را از پا در آورده است ، كه بعضى اعتباريات را به