محمد باقر شريعتى سبزوارى
171
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
به تئورى فلسفى و اصول منطقى متافيزيك گفتهايد نه ، نه . از علوم مثال مىآوريم : ما در رياضيات زحمت مىكشيم و برهانى براى يك مسئله اقامه مىكنيم و نتيجهاى اثبات مىكنيم و ناچار ذهن آن نتيجه را مىپذيرد و از نطقهء مقابل آن نتيجه اعراض مىكند ، زيرا آن نتيجه را با نقطهء مقابلش قابل جمع نمىداند . همانطورى كه در متن بيان شده : « چگونه متصور است كه در مورد نظريهاى ، برهانى اقامه شده و نتيجهاى را اثبات نمايد و درعين حال تكذيب نتيجه ، به برهان صدمه نزند » . اين بود سه اصل اساسى از اصولى كه ماترياليسم ديالكتيك در مورد افكار و ادراكات دارد ، و اين سه اصل درست نقطهء مقابل سه اصلى است كه ساير سيستمهاى فلسفى و بالخصوص متافيزيك دارد . متافيزيك در مورد افكار قائل به سه اصل عينيت ، ثبات و امتناع تناقض است . و خوانندهء محترم متوجه شد كه امكان علم ، موقوف به اين سه اصل است كه متافيزيك قائل است و با فرض انكار هر يك از اين سه اصل ، حصول علم غير ميسر است . آشنايان به فلسفه و تاريخ فلسفه آگاهند كه سوفسطايىگرى جز انكار امكان علم ، چيزى نيست . سوفسطاييان قديم براى خراب كردن امكان علم تنها به انكار اصل امتناع تناقض قناعت كردهاند ، ولى ماديين دومطلب ديگر اضافه كردند كه هر يك از آن دو نيز اگر مورد قبول واقع شود كافى است در نفى امكان علم . و عجب اين است كه اين آقايان در عين حال تئورى فلسفى و اصول منطقى دارند و مدعى جزم دربارهء آنها هستند و حال آنكه سوفسطاييان متوجه شده بودند كه با انكار اصل امتناع تناقض از هرگونه تئورى فلسفى و اصول جزمى منطقى بايد چشم بپوشند ! عجبتر آنكه اين آقايان خود را حامى و طرفدار علم معرفى مىكنند ! پاسخ ما اكنون به گفتگوى اساسى در اطراف سازمان « تز ، آنتى تز ، سنتز » نمىپردازيم و شرح كامل اجزاى اين نظريهء تازه را به مقالهاى كه به خواست خداى يگانه به عنوان « قوه و فعل » خواهيم نگاشت ، موكول مىنماييم .