محمد باقر شريعتى سبزوارى

136

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

4 . ارزش منطقى تحليل وتركيب تصديقات . ما در اين‌جا نمىتوانيم وارد بيان تفصيلى اين چهار قسمت بشويم . راجع به قسمت اوّل و سوم يك بيان اجمالى در متن و در پاورقىها شد . در كتب مبسوط منطق كم و بيش در اطراف آن دو قسمت بحث‌هايى شده و قسمت دوم را هم بايد از مبحث قياس منطق به دست آورد . آن‌چه اهميت فوق‌العاده دارد و در درجهء اوّل مسائل منطقى و فلسفى است و در عين حال نديده‌ايم كه تحقيق كافى در اطراف آن شده باشد بيان قسمت چهارم است ، چرا كه ، با مشخص شدن آن راه منطق تعقلى و منطق تجربى و بالنتيجه راه فلسفهء تعقلى و فلسفهء تجربى در اين‌جا به كلى از يك‌ديگر جدا مىشود . منطق تعقلى براى تحليل و تركيب تصديقات ، كه از آن به « روش استنتاج و استدلال عقلى » تعبير مىشود ، ارزش منطقى قائل است ، ولى منطق تجربى جز براى استقرا و مشاهده و تجربه و تجزيه و تركيب عملى ارزشى قائل نيست . در مقدّمهء اين مقاله و در طى خود مقاله ، اختلاف‌نظر « حسى » و « عقلى » را مشروحاً بيان كرديم و توضيح داديم و مجدداً نيز يادآورى مىكنيم كه آن اختلاف نظر مربوط به تصورات است نه تصديقات و آن‌هم از اين جنبه كه راه پيدايش اوليهء تصورات در ذهن چيست ؟ و آن مسئله بيشتر جنبهء « علم النفسى » دارد و راه حكما را در باب مبدأ و منشأ اصلى تصورات از يك‌ديگر جدا مىكند ، ولى اين مسئله ، كه اكنون مىخواهيم وارد بيان آن بشويم ، مربوط به تصديقات است ؛ يعنى مربوط به « احكامى » است كه ذهن در مورد تصوراتى كه برايش از راه حس يا راه ديگر پيدا مىشود صادر مىكند . و اين مسئله صرفاً جنبهء « منطقى » دارد و راه حكما را در باب تعقل و ارزش استدلال عقلى از يك‌ديگر جدا مىسازد . اين دو مسئله چندان ارتباطى با يك‌ديگر ندارد هر چند نويسندگان جديد خلط مبحث كرده‌اند و معمولًا ديده مىشودتحت عنوان امپيريسم « 1 » ( مسلك تجربى ) و راسيوناليسم « 2 » ( مسلك عقلى ) مطالب را در هم آميخته‌اند و همين خلط مبحث بين اين دو مسئله موجب شده است كه مطلب در حد

--> ( 1 ) 1 . Empirisme ( 2 ) 2 . Rationalisme