محمد باقر شريعتى سبزوارى
113
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
از يكديگر متمايز ساخته است ؛ يعنى مىفهميم كه اختلافات عناصر نيز ذاتى نيست . سپس گامى جلوتر مىرويم و آنها را مورد مطالعه قرار مىدهيم مىبينيم آنها نيز از ذرات كوچكترى ساخته شدهاند ؛ يعنى اختلافات آنها نيز ذاتى نيست . سپس گامى ديگر پيش مىرويم و مىبينيم خود آن ذرات تشكيل دهندهء اتمها نيز داراى ماهيتهاى جداگانه و غير قابل تغيير و تبديل نيستند ، زيرا گاهى در وضع داخلى آنها تغييراتى حاصل مىشود و در نتيجه عنصرى به عنصر ديگر تبديل مىشود و عملًا نيز مىتوان آن تغييرات را ايجاد و عنصرى را به عنصر ديگر تبديل كرد ؛ تغييراتى كه در وضع داخلى آنها پيدا مىشود . از اين راه است كه بعضى از ذرات داخلى اتم از بين مىروند ؛ يعنى تبديل به انرژى مىشوند و يا آنكه از تكاثف انرژى از نو به وجود مىآيند و بالأخره از تحليلهاى علمى متكى به مشاهدات و تجربيات اين نتيجه به دست مىآيد كه جز يك واقعيت كه فضا را اشغال كرده و در زمان تغييراتى حاصل مىكند و شكلهاى متعدد به خود مىگيرد ، چيزى وجود ندارد و ما آن واقعيت واحد شاغل مكان و متغير در زمان را « ماده » مىخوانيم . علىهذا اختلافات ادراكات وتصورات ما نمايندهء اختلافات ذاتى و ماهوى واقعيتها نيست ، بلكه تنها نمايندهء اوضاع و احوال و اشكال و تركيبات يك واقعيت است كه همان ماده است . سابقاً روى نظريهء تباين ذاتى انواع عمل كيمياگرى از قبيل تبديل آهن و مس به طلا در نظر دانشمندان امرى محال و ممتنع مىنمود ، زيرا در نظر آنان مستلزم تغيير و تبديل ماهيت شىء به شىء ديگر و انقلاب ذاتى بود و به اصطلاح مستلزم سلب ذاتيات شىء از شىء بود و حال آنكه ثبوت ذاتيات از براى ذات به حسب قواعد منطقى ضرورى و ممتنعالعدم شناخته مىشد ، ولى امروز ثابت شده كه عمل كيمياگرى هيچ مانع عقلى و عملى ندارد . به علاوه آزمايشها ثابت كرده كه تبديل نوعى به نوع ديگر نه تنها در اشياى بىجان ميسر است ، در موجودات جاندار نيز ممكن است ، بلكه در موجودات جاندار تبديل و تسلسل انواع ، طبق قانون « نشو و ارتقا » جزء قوانين ضرورى و نواميس قطعى طبيعى است . على هذا نظريهء اين مقاله و همچنين مبحث معروف « مقولات » و مبحث « تعريفات جنسى و فصلى » و مبحث