السيد الطباطبائي
297
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )
تركيبات ماده و خواص آنها نيز مستند به ماده مىباشد ، نه به علت ديگرى ! » اينان از نتايج نظريه حركت عمومى بىخبرند ، هر مادهاى كه زاييده تراكم شماره زيادى انرژى مىباشد - بنا به حركت عمومى فيزيكى - هرگز نمىتواند قديم بوده باشد . و همچنين اگر ماده مساوى حركت بوده باشد ، هرگز نام ثبات و دوام را نمىتواند به خود گيرد . و گذشته از اين ، مادهاى كه تنها امكان تركيبات و صور و خواص را دارد و بس ، با مجرد جواز و امكان ، فعليّت آنها را نمىتواند واجد شود ، مانند پنبهاى كه قابليت رخت شدن را دارد ، به مجرد اين قابليت رخت نمىشود و نمىشود پنبه را پوشيد . . . بلكه دستهاى ديگرى نيز مانند كارخانه ريسندگى و بافندگى و خياطى بايد به ميان بيايد . 4 - و مانند كسانى كه بهواسطه تميز ندادن ميان فعل و قبول - كنش و پذيرش - به انكار علت فاعلى و قناعت به علت مادى گرفتار شده و در اين جا گفتهاند : « درست است جهان علت مىخواهد ، ولى علت آن همان مادهاىمىباشد كه با تجزيه و تركيب خود با شرايط گوناگون ، پديدههاى رنگارنگ مىآفريند ! » اينان چنان كه در مقاله 9 بيان شد ، ميان تأثير و تأثر فرق نگذاشتهاند ، در حالى كه تأثير ، معناى « از موجودى خود دادن » و تأثر ، معناى « از موجودى ديگران گرفتن » دارد و به عبارت ديگر ، در مورد تأثير لازم است مؤثر اثر را واجد باشد ، و در مورد تأثر ، متأثر بايد فاقد اثر باشد . و البته فقدان نمىتواند وجدان شود و به همين جهت ماده كه حامل امكان و قابليت شيئى است ، نمىتواند فعليّت همان شيئى را كه ندارد به خود بدهد . درست است كه فعاليتهايى كه در ماده به وجود مىآيند با تجزيه و تركيب و پيدايش شرايط مناسب به وجود مىآيند . ولى بايد ديد كه آيا تنها امكان تجزيه و تركيب در ماده مىتواند فعليّت تجزيه و تركيب را به وجود آورد ؟