السيد الطباطبائي

279

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )

مقالهء چهاردهم : خداى جهان و جهان كسى كه جمله فوق را بخواند و متوجه گردد كه ما درصدد بحث از چنين موضوعى هستيم ، طبعاً از خود مىپرسد : 1 - چرا بايد از خداى جهان بحث كرد ؟ 2 - آيا اين بحث صحيح و رواست ؟ 3 - فايده اين بحث چيست ؟ مىگوييم آنچه مسلم است اين است كه از روزى كه تاريخ نقلى نشان مىدهد و يا با كنجكاوىهاى علمى از روزگارى ما قبل تاريخ به دست مىآيد بشر از اولين روزهاى پيدايش خود هرگز در اين موضوع آرام نگرفته و پيوسته به جست و جو و كنجكاوى پرداخته و هميشه مبارزه اثبات و نفى در اين باب برپا بوده است . اگر اثبات اين موضوع را فطرى بشر ندانيم - با اين كه فطرى است - اصل بحث از آفريدگار جهان فطرى است ، زيرا بشر ، جهان را درحال اجتماع ديده يك واحد مشاهده مىنمايد و مىخواهد بفهمد كه آيا علتى كه با غريزه فطرى خود در مورد هر پديده‌اى از پديده‌هاى جهانى اثبات مىكند ، در مورد مجموعه جهان نيز ثابت مىباشد ؟ چيزى كه هست اين است كه عنايت بشر و فعاليت فكرى وى در اين بحث روز به