السيد الطباطبائي

272

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )

از اين بيان نتيجه گرفته مىشود كه : « مهيات خارجى بر دو قسمند : جوهر و عرض » . آزمايش علمى چه مىگويد ؟ ممكن است در نتيجه گذشته روى روشى كه اخيراً گروهى از دانشمندان مانند « اگوست كنت » و « جيمز » و ديگران پيش گرفته‌اند ، اشكال و خرده‌گيرى شده گفته شود : علوم به جز حواس و تجربه به چيز ديگر اعتماد نمىكند و ما از راه حواس تنها به خواص و اعراض مايل مىشويم . آرى از راه الهام ذهنى عده‌اى از خواص و اعراض را يك واحد فرض كرده و به آن نام جوهر و صورت جوهرى مانند انسان ، درخت و جز آنها داده و خواص را از آن آنها مىشماريم و البته الهام ذهنى تا از بوته آزمايش علمى بيرون نيايد كسب اعتبار نخواهد نمود . اتفاقاً آزمايش علمى نيز به جز خواص چيزى نمىيابد كه رسيدگى كند . انسان مثلًا در نگاه نخستين كه درختى را مىبيند در واقع عرض ، طول ، عمق ، نسبت‌هاى گوناگون ديگر ، رنگ‌هاى بسيار ، روشنى ، تاريكىهاى بىشمار حس مىكند و پس از آن با وزش بادى مثلًا كه همه آنها به يك سوى حركت مىكنند ، وحدتى در ميان آنها استوار كرده و آن مجموعه را درخت مىنامد . سپس جاهايى از اين واحد را كه طول و عرض و عمق جمع شده‌اند ، جسم مىخواند . مانند جسم تنه ، جسم شاخه ، جسم برگ و . . . و پس از آن چون برگ‌ها گاهى روى درختند و گاهى نيستند و همچنين رنگ و خواص ديگر روزى هستند و روزى نيستند ، بيرون از مهيّت درخت فرض مىكند و در نتيجه درخت را ( مجموعه از خواص كه نسبت به ديگران ثابت‌تر هستند ) جوهر پنداشته و باقى خواص را آثار و اعراض آن مىگيرد . و همچنين ما يك سلسله ادراكات كه علىالتوالى از راه حواس به مغز وارد شده و هميشه مغز را اشغال نموده و به همين سبب كميت‌شان تبديل به كيفيت مىگردد ، به نام جوهر نفسانى « من » پذيرفته و خواص ديگر را آثار اعراض آن