السيد الطباطبائي
263
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )
وحدت دارد ، مانند يك نوزاد انسان و يا مركب از كثرت نيست . احكام وحدت و كثرت خاصيت وحدت : وقتى كه چند چيز از جهت وجود در ذهن يا در خارج وحدت پذيرفته و يكى شدند ، حمل پديدار مىشود - اين او است - هو هويت - چنان كه مىگوييم انسان انسان است ، درخت سبز است . ( 1 - هر حمل موضوع مىخواهد 2 - در حمل محمول مىخواهد 3 - محمول بايد تنها وصف و موضوع داراى ذات بوده باشد 4 - اجزاى حمل بيشتر از دوتا نمىشود . مسائلى است كه در منطق به ثبوت رسيده ) . و از همين جا روشن مىشود كه حمل با انقسام وحدت منقسم مىشود و در نتيجه حمل گاهى بر وحدت مفهومى استوار مىشود ، مانند انسان انسانى است و اين گونه حمل را حمل اولى مىناميم و گاهى بر وحدت وجودى مانند : درخت سبز است و اين گونه حمل را حمل شايع مىگوييم . خاصيت كثرت : چنان كه در آغاز مقاله گفته شد ، كثرت بدون آحاد تحقق نمىپذيرد و روشن است كه اگر هر واحد از آحاد از آن راه كه كثرت را به وجود مىآورد و در هر يك از واحدهاى ديگر را از خود دفع نكرده و از آن جدا نشده دورى نجويد ، كثرت پيدا نخواهد شد . و از اين روى بايد گفت يكى از خواص كثرت غيرت ( جز هم بودن ) است . و در نتيجه نيز « هر فعليّتى فعليّتهاى ديگر را از خود مىراند » . و نيز از همينجاست كه ذهن ما عدم هر چيز را ( چنان كه در مقاله 7 گفتيم ) از وجود چيزهاى ديگر اتنزاع مىكند . مىگوييم انسان درخت نيست ؛ يعنى « انسان » بودن « درخت » بودن نيست . اگرچه ممكن است ماده انسان صورت انسانى را رها كرده و در تكاپوى طبيعى