السيد الطباطبائي

234

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )

تكامل در مرتبه دوم به وجود آمده و نيازى به مرتبه سوم نيست و بر حسب حس نيز مىيابيم كه جوجه ( در يكى از مثال‌هايى كه خود اين دانشمندان زده‌اند ) خودش تكامل يافته تخم‌مرغ است و تخم مرغ در تكامل خود نيازمند به آمدن مرغ نمىباشد ، بلكه مرغ براى تخم ، كمالى است بالاى كمال . و گويا اين دانشمندان پيش‌بينى اين محذور را نموده و براى جلوگيرى از آن گفته‌اند : چنان كه اثبات نقطه مبدأ گرفته شده و دو پايه ديگر در دنبال خود مىآورد ، پايه دوم نيز اثبات گرفته و دو پايه ديگر در دنبال خود خواهد آورد و در نتيجه نفى ( پايه دوم ) نيز بهره‌اى از تكامل را دارد ولى اين تكاپوى بيهوده‌اى است ، زيرا اين حقيقت را كه پايه دوم تكامل يافته اول است . توضيح نمىدهد . 3 - قانون نامبرده بر فرض صحت و تماميت خود از جهان هستى تنها در يك بخشى از مركبات مادى ، مانند نبات و حيوان و انسان و متعلقات آنها مىتواند قابل اجرا بوده و تحول و تكامل را توضيح دهد ، ولى در بسايط و حركات مفرده كه مجموعه از آنها يك مركبى را به وجود مىآورد قابل اجرا نيست ؛ مثلًا يك حركت مكانى كوتاهى كه فرض مىكنيم ، به عقيده اين دانشمندان مجموعه‌اى از دانه‌هاى مكانى است كه پهلوى همديگر چيده شده و هرگز با ديگرى وحدت و اتصالى ندارند . در هر سه دانه مكانى مفروض دومى نفى اولى است ولى سومى نمىشود مجموع نفى و اثبات اولى و دومى شود ، زيرا اين فرض با فرض بساطت منافى است . ممكن است اين دانشمندان بگويند فلسفه ما دوش به دوش واقعيت خارج پيش مىرود و در واقعيت خارج حركات بسيطهء تنها نداريم ، هرچه هست محصول فعل و انفعال و اجتماع بسايط است . ولى اين سخن سودى بر آنها نمىبخشد ، زيرا اين قانون در بسيارى از مركبات نيز مانند مركباتى كه سير و تحول آنها تقريباً يك‌نواخت مىباشد ، جريان ندارد . و از همه روشن‌تر مجموع جهان طبيعت مىباشد ، زيرا خود اين دانشمندان