السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
93
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
فثبوت ذاتها و ذاتيّاتها لذاتها بواسطة الوجود . فالماهيّة و إن كانت إذا اعتبرها العقل من
--> « حيثيت تقييديه » را تأييد مىكند . از جمله اينكه در ذيل همين فرع مىفرمايد : « و بذلك يظهر ان لازم الماهية بحسب الحقيقة لازم الوجودين الخارجى و الذهنى » ، و اين راست نمىآيد مگر به آنكه وجود را واسطهء در عروض حكم بر ماهيت بدانيم ، همچنين عبارت « فثبوت ذاتها و ذاتياتها لذاتها بواسطة الوجود » ظاهرش آن است كه وجود واسطه در عروض است حتى در آنجا كه ذات و ذاتيات ماهيت بر ماهيت حمل مىشود . و از همين روست كه به عقيده استاد مصباح تهافت و تناقضى در كلام مؤلف در اين مورد به نظر مىرسد ، اگرچه مىتوان آن تناقض را به اين صورت دفع كرد كه بگوييم : سخن حضرت علامه در اينجا ناظر به عدم ثبوت حقيقى ماهيت است ، و كلام ايشان در موارد ديگر ، به ويژه در مرحله چهارم ، ناظر به ظرف ثبوت اعتبارى ماهيت مىباشد . ) 3 - از آنچه گذشت همچنين روشن مىشود كه مقصود مؤلّف از عبارت « فثبوت ذاتها و ذاتياتها لذاتها بواسطة الوجود » كه چند سطر بعد فرمودهاند ، آن نيست كه وقتى ماهيت متصف به ذات و ذاتياتش مىگردد ، و ذات و يا ذاتيات بر ماهيت حمل مىشود ، وجود واسطهء در عروض است ، تا نتيجهاش اين باشد كه ذات و يا ذاتيات ماهيت ، اوّلا و بالذات وصف براى وجود است ، و بر وجود حمل مىگردد ، و ثانيا و بالعرض به ماهيت اسناد داده مىشود ، مانند اسناد جريان به ناودان - اگرچه ظاهر عبارت همين است - بلكه مقصود آن است كه ماهيت تنها در صورتى متصف به اين امور مىگردد و اين امور بر آن حمل مىشود كه موجود باشد ، اما چون ماهيت اعتبارى است ، اتصافش به وجود حقيقى و بالذات نيست ، بلكه مجازى و بالعرض مىباشد ، و وجود نسبت به اتصاف ماهيت به موجوديت ، واسطهء در عروض است . 4 - مؤلف قدّس سرّه در اين فرع متعرض همهء اقسام محمول شده است . توضيح اينكه : محمول يا ذاتى ( ذاتى در اصطلاح منطق ، اعم از خود ذات و اجزاى ذات است . ) است و يا عرضى . و ذاتى يا تمام ذات است و يا جزء ذات . و عرض يا لازم است و يا مفارق ، و لازم نيز يا لازم ماهيت است - كه درواقع لازم وجودين مىباشد - يا لازم وجود ذهنى است و يا لازم وجود خارجى است .