السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

81

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

فقد تحصّل أنّ الوجود أصيل ، و الماهيّة اعتباريّة - كما قال به المشّاؤون - ، أي إنّ الوجود موجود بذاته ، و الماهيّة موجودة به .

--> فرمودند : « فنجد فيها مثلا انسانا موجودا . . . » 3 . مفهوم وجود و ماهيت ، دو مفهوم مغاير و مباين با يكديگرند ، نه عين يكديگرند ، و نه يكى جزء ديگرى است . چنان‌كه مؤلف بزرگوار فرمودند : « و الماهية غير الوجود » . 4 . دو مفهوم وجود و ماهيت نمىتوانند مصداق بالذات واحد داشته باشد . يعنى يك واقعيت باشد ، كه درعين‌حال كه يك واقعيت است ، مصداق حقيقى و بالذات هم وجود باشد و هم ماهيت ؛ بلكه واقعيت خارجى تنها به ازاى يكى از آن دو مفهوم قرار دارد . اين مقدمه در كلام حضرت علامه رحمه اللّه ذكر نشده است ، امّا استدلال ايشان مبتنى بر آن است ؛ چراكه در صورت انكار اين مقدمه مىتوان هم وجود را اصيل دانست و هم ماهيت را ، و گفت : « واقعيت خارجى درعين‌حال كه يك واقعيت است هم مصداق بالذات وجود است و هم مصداق بالذات ماهيت . » با توجه به مقدمات فوق دليل اصالت وجود و اعتباريت ماهيت بدين صورت تقرير مىگردد : هر چيزى با اتصاف به وجود در خارج واقعيت‌دار مىگردد ؛ و از طرفى هر ما بالعرض بايد به ما بالذات منتهى گردد . بنابراين ، وجود ذاتا واقعيت‌دار است . و اصالت وجود چيزى جز اين نيست . و در نتيجه ماهيت اعتبارى خواهد بود ؛ زيرا اگر ماهيت نيز اصيل باشد ، لازمه‌اش آن است كه يك واقعيت واحد مصداق بالذات دو مفهوم مباين باشد ، و اين قابل قبول نيست .