السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
54
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
و لكنّ البحث عن الجزئيّات خارج من وسعنا . على أنّ البرهان لا يجري في الجزئيّ بما هو متغيّر زائل . و لذلك بعينه ننعطف في هذا النوع من البحث إلى البحث
--> ( 1 ) . دليل اين مطلب - آنگونه كه از رسالهء برهان مؤلف ( ص 34 ) ، لمعات مشرقيه ( ص 35 ) ، نجات ( ص 143 ) ، بصائر نصيريه ( ص 167 ) و جوهر نضيد ( ص 231 ) استفاده مىشود - آن است كه برهان قياسى است كه از قضاياى يقينى تشكيل مىشود و نتيجهء يقينى به دست مىدهد ، و يقين عبارت است از علم به اينكه « الف ، ب است و امكان ندارد كه ب نباشد » . ( رسالهء برهان ، علامهء طباطبايى ، ص 4 ) . و در مورد امر جزيى متغير ، اگرچه علم به اينكه آن امر جزئى ب است حاصل مىشود ، امّا چون متغير است امكان اين هست كه ب نباشد . يعنى صفتى را كه براى آن ثابت بوده است ، مىتواند از دست بدهد ، و لذا در مورد امور جزيى ، مجالى براى علم به اينكه « امكان ندارد ب نباشد » نيست . و در نتيجه نمىتوان يقين به وجود محمولى براى آنها داشت . بنابراين ، هيچ حكم يقينى بر امر جزيى وجود ندارد . اما اين استدلال ناتمام است ، و حقيقت آن است كه يقين ، به همان معنا كه ذكر شد ، به امور جزيى نيز مىتواند تعلق بگيرد . مثلا من يقين دارم كه اكنون خوشحال هستم ، و اگرچه اين حالت ممكن است بر طرف شود ، اما اعتقاد و تصديق من به اينكه در فلان زمان خوشحال بودهام ، زائل نمىشود . به ديگر سخن : اعتقاد من به اينكه در ساعت ده روز هفت دى سال 1374 مسرور بودهام ، علم است به اينكه « الف ب است ، و امكان ندارد ب نباشد » . و اما اينكه در زمانهاى ديگر من آن حالت را همچنان دارم يا ندارم ، مشمول اين علم خاص نيست ، تا گفته شود : احتمال زوال حالت سرور در آن زمانها با اين يقين من منافات دارد . علاوهبر آنكه برخى از جزئيات ، هيچگاه تغيير نمىكنند و دگرگون نمىشوند . و بنابراين دليل ياد شده اخص از مدعاست .