السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
47
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الحمد للّه ربّ العالمين ، و الصّلاة و السّلام على سيّدنا محمّد و آله الطّاهرين . كلام بمنزلة المدخل لهذه الصناعة إنّا ، معاشر الناس ، أشياء موجودة جدّا ، و معنا أشياء اخر موجودة ربما فعلت فينا أو
--> ( 1 ) . نقطهء آغاز فلسفه و جدايى آن از سفسطه اذعان و باور به اصل واقعيت است و اينكه چيزى موجود است . بودهاند كسانى كه ادعاى شك داشتهاند ، شكى عام و فراگير حتى در اصل واقعيت . در اينجا علامه قدّس سرّه كوشش مىكند تبيين نمايد كه اصل واقعيت نزد همگان بديهى و اصلى پذيرفته شده است ، و انكار آن از سوى منكران و حتى اظهار شك در آن جز امرى زبانى و ظاهرى نيست . اما نكتهاى كه مىتوان بر بيان مؤلف قدّس سرّه افزود و حتى مقدم بر آن مطرح نمود ، اين است كه آيا اساسا شك عامّ نسبت به اصل واقعيت ، مفهوم و تصور صحيحى دارد ؟ و اساسا امرى ممكن است ؟ برخى گفتهاند كه چنين شكى اصلا فرض صحيحى ندارد . ما مىتوانيم در واقعيت الف ، يا ب يا هر شىء خاص ديگرى شك كنيم ، اما نمىتوانيم در واقعيت داشتن همه چيز شاك باشيم . زيرا با فرض ترديد و شك در واقعيت هر چيز ، ديگر الگويى از واقعيت در دست ما نيست ، تا اشياء را با آن بسنجيم و آنگاه واقعيت داشتن و واقعيت نداشتن آنها را فهم كنيم ، و سپس در آن شك و ترديد نماييم . اگر بگوييم الف واقعى نيست ، يا من در واقعى بودن آن شك دارم ، معنايش