السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
43
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
استاد طبعى بسيار لطيف و زيبا داشت . به مناظر زيبا و درخت و سبزه و گل علاقه داشت . اشعار زيبايى مىسرود و اشعار فراوانى از شعرا را از بر مىخواند . استاد علامه در مراتب عرفان و سير و سلوك معنوى مراحلى را پيموده بود . اهل ذكر و دعا و مناجات بود . در بين راه كه او را مىديدم غالبا ذكر خدا را بر لب داشت . در جلساتى كه در محضرشان بوديم وقتى جلسه به سكوت مىكشيد ديده مىشد كه لبهاى استاد به ذكر خدا حركت مىكرد . به نوافل مقيد بود حتى گاهى ديده مىشد كه در بين راه مشغول خواندن نمازهاى نافله است . شبهاى ماه مبارك رمضان تا صبح بيدار بود . مقدارى مطالعه مىكرد و بقيه را به دعا و قرائت قرآن و نماز و اذكار مشغول بود . در قم هفتهاى حداقل يك بار به حرم حضرت معصومه سلام اللّه عليها مشرف مىشد . پياده مىرفت . در بين راه اگر پوسته پرتقال يا خيار يا موز مىديد با ته عصا آن را از مسير مردم كنار مىزد . در ايام تابستان غالبا به مشهد مقدس مشرف مىشد . شبها به حرم امام رضا عليه السّلام مشرف مىشد و در بالاسر مىنشست و با حال خضوع و خشوع به زيارت و دعا مىپرداخت نماز مغرب و عشاء را در جماعت آية اللّه ميلانى شركت مىكرد و در بين مردم در گوشهاى مىنشست . بعد از نماز ، طلاب و ساير علاقهمندان اطرافش مىنشستند و مشكلاتشان را مىپرسيدند و جواب مىشنيدند . با آيات قرآن كاملا مأنوس بود ، و به هر مناسبتى آيه يا آياتى را مىخواند . گويا آيات قرآن با روح و روانش عجين شده بود . به پيامبر و ائمه اطهار سلام اللّه عليهم بسيار علاقه داشت و با كمال ادب و احترام از آنها نام مىبرد . در مجالس روضهخوانى شركت مىكرد و براى مصائب اهلبيت شديدا اشك مىريخت . در ماههاى آخر عمرش ديگر به امور دنيا توجهى نداشت . از امور دنيا غافل بود و در عالم ديگرى سير مىكرد . ذكر خدا را بر لب داشت . از دنيا بريده بود و به جهان ديگر پيوسته بود . در روزهاى آخر عمرش حتى به آب و غذا هم توجه نداشت . چند