السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

95

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

حالى كه در ساير اقسام سه گانهء تقابل نيز داخل نيست ، زيان وارد نمىكند . در عين حال كه اقسام تقابل منحصر در همين چهار قسم هستند . شرح در باب تقابل عدم و ملكه اصطلاح ديگرى وجود دارد به نام عدم و ملكه « مشهورى » بر اساس اين اصطلاح وجود ملكه مشروط به زمان خاص به آن است اگر موجودى در زمانى كه بايد ملكه‌اى را داشته‌باشد فاقد آن ملكه گردد . عدم ملكه بر آن صدق مىكند . مانند انسان بالغى كه بايد محاسن داشته‌باشد اما اكنون ندارد . اما اگر فقدان محاسن مربوط به زمانى باشد كه او نبايد محاسن داشته‌باشد ، عدم ملكه بر او صادق نيست . از اين رو چون نوع عقرب فاقد ملكهء بينايى است تقابل عدم وملكه در آن‌جا هم مطرح نيست . نوع عقرب هيچ وقت به داشتن اين ملكه متصف نمىشود تا فقدان اين ملكه ، عدم ملكه براى آن به شمار آيد . بر اساس اين اصطلاح و محدوديتى كه از ناحيه تقييد به قيد « زمان خاص » مىيابد مواردى كه عدم و ملكه در قلمرو نوع و يا جنس مطرح مىشود از تقابل عدم و ملكه خارج مىگردد . اين خروج زيانى به آنچه قبلًا در ذيل اصطلاح اول گفته‌شد وارد نمىسازد اصطلاح اول تعميمى در موضوع ملكه مىداد و آن را شامل شخص ، نوع ، جنس مىدانست ؛ زيرا هر اصطلاحى ناظر به يك معناى خاصى است و اين اصطلاح هم فقط عدم و ملكه را در زمان اتصاف موصوف به وصف اعتبار كرده و از موارد ديگر اعراض نموده‌است . اين منافات ندارد با اين كه اصطلاح ديگرى در اين باب وجود داشته باشد كه شمول آن ، موضوعات جنسى و نوعى را هم شامل مىگردد وعدم وملكهء حقيقى خوانده شود .