السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
88
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
ترجمه از احكام اين تقابل - همانطور كه قبلًا اشاره شد « 1 » اين هست كه نقيضين به نحو قضيهء منفصلهء حقيقيه نه با هم صادقند و نه با هم كاذب . آن منفصله عبارت است از جمله « يا ايجاب صادق است يا سلب صادق است » و اين قضيه بديهى اولى است كه بر آن صدق هر قضيهء مفروضى توقف دارد خواه بديهى باشد يا اكتسابى . پس جملهء « الاربعه زوجٌ » صادق نيست مگر آن كه « ليست الاربعة بزوج » كاذب باشد و جمله « العالم حادث » صادق نيست ، مگر آن كه جملهء « ليس العالم بحادث » كاذب باشد . از اين رو امتناع اجتماع و ارتفاع نقيضين « أُولى الاوائل » « 2 » ناميده شدهاست . از اين جهت شك در صدق اين منفصلهء حقيقيه ويرانگر علم نسبت به هر قضيهء مفروضى است ؛ زيرا علم ، به صدق قضيه حاصل نمىشود ، مگر زمانى كه علم به كذب نقيض آن حاصل باشد و شك در اين منفصله موجب شك در كذب نقيض آن مىشود كه لازمهء آن شك در صدق نقيض ديگر است . نتيجه اين كه شك در اين منفصله مساوى با ويرانى كل دانش بشرى و فروپاشى آن از اساس است . و اين مطلبى است كه فطرت انسانى آن را نمىپذيرد و ادعاى سوفسطى مبنى بر شك در وجود اشياء ، سخنى است كه از حد لفظ تجاوز نمىكند . به زودى تفصيل سخن در اين باره خواهد آمد . « 3 » شرح يكى ديگر از احكام تقابلِ تضاد ، اين هست كه امكان صدق طرفين دو نقيض و كذب آن دو وجود ندارد . اگر جانب ايجاب صادق باشد جانب سلب كاذب خواهد بود . و اگر جانب سلب صادق باشد جانب ايجاب كاذب خواهد بود . اين مطلب تمام قضاياى بديهى و نظرى را شامل مىشود . و هيچ استثنايى ندارد .
--> ( 1 ) . در اول همين فصل ( 2 ) . نخستين ترين قضاياى اوليه كه از نظر ترتيب و باور هيچ قضيهاى مقدم بر او نيست ( 3 ) . در فصل نهم از مرحلهء يازدهم