السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

86

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

شرح يكى از احكام تناقض آن است كه طرف تحقق آن ذهن است و اگر تناقض را به لفظ نسبت مىدهند و مىگويند الفاظ اين دو جمله متناقض هستند اين نسبت نوعى مجاز است ؛ زيرا در حقيقت تناقض در معانى آن الفاظ كه در ذهن تحقق دارند برقرار است و نسبت تناقض به خود آن الفاظ نوعى مجازگويى است . اما اين كه تناقض در ذهن وجود دارد اين بدان جهت است كه تقابل ، نسبتى است كه قائم به دو طرف مىباشد و چون يكى از دو طرف تناقض هميشه عدم مىباشد و عدم مصداق خارجى ندارد و صرفاً يك اعتبار عقلى است ناگزير نسبت هم كه از يك طرف قائم به عدم است بايد در ظرف ذهن كه همان ظرف تحقق عدم است تحقق يابد . بر خلاف تقابل عدم و ملكه كه ظرف تحقق آن خارج است ؛ زيرا دو طرفِ نسبتِ تقابل در خارج موجود مىباشد . طبعاً نسبتى هم كه به آن قائم است در خارج موجود خواهد بود و اگر اشكال شود كه در تقابل عدم و ملكه هم يك طرفِ تقابل ، عدم است و عدم در خارج وجود ندارد پس بايد اين تقابل هم در ظرف ذهن يافت شود ، پاسخ داده مىشود كه عدم در تقابل عدم و ملكه عدم محض نيست ، بلكه عدم مضاف به وجود خارجى است . مثلًا عدم بصر يا عدم سمع است . اين سنخ از عدم‌ها به دليل اضافه‌اى كه به ملكات مانند سمع و بصر پيدا مىكنند بهره‌اى از وجود پيدا مىكنند . لذا مىتوانند در خارج هم به نحوى موجود باشند و چون موجود در خارج هستند نسبت تقابل عدم و ملكه هم وجود خارجى دارد . لازم به ذكر است عدم‌ها همچون ساير كلماتى كه گاهى به مذكر يا مؤنث اضافه مىشوند و كسب تذكير يا تأنيث مىكنند گاهى به كلماتى كه امور وجودى هستند اضافه مىشوند و كسب وجود مىنمايند . عدم سمع و عدم بصر عدم محض نيستند كه وعاى آن فقط ذهن باشد . بلكه عدمى هستند كه در خارج به تبع وجودِ سمع و بصر مرتبه‌اى نازل از وجود را يافته و در خارج موجود گشته‌اند .