السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

83

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

همان وجود رابط است در قضاياى مركبه ادراك نمود آن را در مرحلهء ديگر مستقل و جداى از موضوع و محمول تصور مىكند و مفهوم وجود مستقل را از اين وجود غير مستقل انتزاع مىنمايد . اين‌جاست كه عقل به مفهوم وجود مستقل دست مىيابد . لازم به ذكر است كه تعرّض مؤلف محترم به نحوه و ترتيب دستيابى عقل به وجود رابط و سپس وجود مستقل براى توضيح اين مطلب است كه عقل به طور طبيعى ابتدا در مواردى كه جمله از سنخ قضاياى مركبه است به « حكم » پى مىبرد كه همان وجود رابط و عدم رابط هست و ميان آنها نسبت تناقض برقرار مىنمايد و سپس همين عمل را در قضايايى كه از سنخ قضيهء بسيطه است اعمال مىكند . و حكم تناقض را ميان وجود و عدم مستقل برقرار مىنمايد . در هر صورت خواه درك عقل از وجود ، درك مفهوم وجود رابط باشد يا مستقل تناقض واقعى ميان ايجاب وسلب يا وجود و عدم مىباشد . و در مفردات به عَرْض ايجاب و سلب تناقض حاكم مىشود وتصور نشود كه جملهء « غير أنّه سيأتى . . . » در كلام مؤلف اعراض از مطالب گذشته است ، بلكه توضيح مطلبى است كه بعداً در نحوه دريافت معناى وجود خواهد آمد . اشكال بر لاهيجى در فهم ناصحيح عبارت تجريد متن فما في بعض العبارات من نسبة التناقض . . . وهو ضروريٌّ البطلان . ترجمه پس آنچه در عبارات بعضى چون تجريد وجود دارد كه تناقض را به قضايا نسبت داده‌اند و گفته‌اند كه تقابل سلب و ايجاب به قول و عقد بازمىگردد . مقصود از آن اين است كه سلب و ايجاب از آن جهت كه تعلق به قضيه دارند نقيض يك‌ديگرند .