السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
65
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
موجودة » هليت بسيطه است . و هليّت بسيطه دلالت بر « ثبوت شىء » مىكند نه بر ثبوت شيئى براى شىء ديگر تا مستلزم آن باشد كه ماهيت پيش از آن كه وجود يابد موجود باشد . شرح قاعدهاى هست كه آن را قاعدهء « فرعيت » مىنامند . اين قاعده مىگويد هر چيز كه براى موضوعى ثابت مىشود بايد قبل از آن ، موضوع ثبوت يافتهباشد . و اين قاعده چون حكم عقلى است در تمام موارد عموميت دارد . اشكالى بر اين قاعده وارد شده است كه مىگويد اگر مفهوم اين قاعده كليّت و شمول دارد و تمام مصاديق خود را شامل مىشود ، پس در مواردى كه وجود براى ماهيتى ثابت مىشود مانند « انسان وجود دارد » يا « زمين و آسمان وجود دارند » و امثال آن بايد قبل از اثبات وجود براى آن ماهيت ، آن ماهيت ثبوت داشتهباشد تا اين محمول براى آن ثابت شود . حال اگر ماهيت قبل از آن ثبوت داشتهباشد به دليل آن كه خود آن ثبوت ، محمولى از محمولات است و بر موضوع خود حمل مىگردد پس بايد قبل از آن هم ماهيت ثبوت ديگرى داشتهباشد تا بتواند موضوع براى اين محمول قرار بگيرد . و به همين ترتيب هر ثبوتى براى ماهيت به مقتضاى اين قاعده فرع بر ثبوتى ديگرى براى اين ماهيت مىباشد . و اين زنجيره ادامه مىيابد و تسلسل پيش مىآيد . حاصل اشكال اين است كه يا بايد تخصيصى در اين قاعده رخ دهد و مواردى مانند مورد فوق از شمول قاعده خارج گردند و يا بايد به تسلسل محال تن داده شود . جواب اشكال اين هست كه مجراى قاعده فرعيت « هليّت مركبه » است يعنى قاعده در مواردى جارى مىگردد كه محمول بر موضوعى حمل گردد كه داراى ثبوت هست . امّا در مواردى كه وجود بر ماهيت حمل مىگردد كه مفاد قضيه « هليّت بسيطه » است اين موارد تخصصاً از شمول قاعده بيرون هستند ؛ زيرا هليّت بسيطه مانند