السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
57
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
اين همان معناى سخن منطقيون است كه مىگويند هر قضيهاى به دو عقد ( قضيهء ديگر ) تحليل مىرود . عقد الوضع كه در آن به جز ذات معتبر نيست و آنچه از وصف در اوست ، آن وصف فقط عنوان مشير به ذات است و عقد الحمل كه فقط وصف در آن معتبر است . و در اينجا قسم سومى از حمل وجود دارد كه فيلسوف آن را به كار مىبرد و به حمل « حقيقت و رقيقه » نامگذارى مىشود . اين حمل مبنى بر اتحاد موضوع و محمول در اصل وجود و اختلاف به كمال و نقص است . اين حمل وجود ناقص را در كامل به نحو اعلى و اشرف افاده مىدهد و اين كه مرتبهء عالى وجود مشتمل بر كمالات مراتب ما دون هست . شرح در منطق آمدهاست كه هر قضيه به دو قضيه تحليل مىرود . اصطلاحاً آن دو را « عقد الوضع » و « عقد الحمل » مىگويند . فى المثل وقتى گفته مىشود « زيدٌ قائمٌ » جملهء مذكور به دو قضيهء نهان ديگر قابل تحليل است . در مرحلهء نخست بايد وجود موضوع به اثبات برسد گو اين كه در ابتدا گفته شدهاست زيد ، زيد است . اين قضيه عقدالوضع مىباشد . پس از فراغ از ثبوت موضوع گفته مىشود « زيدٌ قائمٌ » . دراينجا وصف قيام براى زيد اثبات شده است . اين عقدالحمل مىباشد . در عقدالوضع اثبات موضوع در نظر است و مىخواهد گفته شود زيد فقط زيد است و عمر و بكر نيست . اما پس از ثبوت موضوع نوبت به عقدالحمل مىرسد . در عقد الحمل وصف قيام براى زيد اثبات مىشود به ثبوت موضوع كارى نيست . و در پارهاى از قضايا كه موضوع ذات تنها نيست بلكه ذات بانضمام وصفى از اوصاف ذات است ، مانند « القائم كاتبٌ » در اين موارد وصف مانند قيام دخالتى در موضوع ندارد . بلكه عنوان مشير به خود ذات موضوع مىباشد . آنچه موضوع حقيقى اين سنخ مىباشد ، ذات است ، همان ذاتى كه اكنون متلبس به اين صفت شده . ولى صفت نقشى در موضوع قرارگرفتن ندارد .