السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
53
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
همانطور كه قبلًا در مباحث ماهيت « 1 » گذشت مورد ديگر اختلاف فرض مسلوب بودن شىء از خودش است كه در اين فرض شىء با خويش مغايرت مىيابد . آنگاه براى دفع توهّم مغايرت بر خود حمل مىشود . مانند : « الانسان انسان » . و چون اين حمل گاهى در مورد وجود خارجى به كار مىرود . بهتر آن است كه به اتحاد ذات موضوع ، با ذات محمول تعريف گردد . و اين حمل به حمل اولى ذاتى نام گذارى مىشود . قسم دوم : حملى است كه دو چيز مفهوماً مختلف هستند و وجوداً واحدند ، مانند « زيد انسان است » ، « پنبه سفيد است » و « ضاحك متعجب است » و اين حمل ، « حمل شايع صناعى » ناميدهمىشود . شرح حمل اصطلاحاً در دو مورد به كار مىرود . يكى حمل اولى ذاتى و ديگر حمل شايع صناعى . حمل اولى ذاتى حملى است كه موضوع و محمول مفهوماً با يكديگر متحدند . لكن نوعى تغاير و اختلاف اعتبارى ميان آنها حكم فرماست . مانند اختلاف به اجمال و تفصيل در « انسان ، حيوان ناطق است » در اينجا انسان همان حيوان ناطق است و در حقيقت از نظر مفهوم با هم يكى هستند . تنها فرقى كه وجود دارد « حيوان ناطق » تفصيل انسان است و انسان اجمال آن و همين مقدار اختلاف ميان آن دو مجوّز و مصحح حمل مىشود . مورد دومِ اختلاف ، اختلافى است كه موضوع و محمولى از ناحيهء ابهام يا تفصيل دارند . فى المثل در جملهء « الانسان حيوانٌ » محمول كه جنس است نسبت به موضوع كه نوع است ابهام دارد . و محمول همان نوع است ، مبهماً ، همانطور كه در مثال « الانسان ناطق » محمول ، تفصيل موضوع است و به عبارت ديگر محمول ، همان نوع است مفصلًا ، همين مقدار اختلاف ميان موضوع و محمول مصحح حمل مىشود .
--> ( 1 ) . فصل پنجم از مرحلهء پنجم