السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
50
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
است كه يكى از آن دو به موضوع و ديگرى به محمول بازمىگردد . مقصود آن است كه دو چيز كه در يك جهت اختلاف دارند و در جهت ديگر با هم متحد مىباشند بر يكديگر قابل حملند . فى المثل در جايى كه گفته مىشود « زيد قائم است » معناى قيام غير از معناى زيد است و در اين جهت با هم اختلاف دارند . لكن خارجاً وجود قيام جداى از وجود زيد نيست ، بلكه اين دو با هم متحدند . از اين جهت بين قيام و زيد حمل صورت مىگيرد و گفته مىشود وجود محمول همان وجود زيد است . * قوله : وان اختص الحمل بحسب التعارف . توضيح اين جمله به زودى به هنگام شرح جملهء « لكن التعارف العامى خص الحمل » در فقرات بعدى مىآيد . اشكال بر عموميّت حمل در هوهويت متن واعترض عليه : بأنّ لازِمَ عموم صحّة الحمل في . . . مع وحدِةٍ مّا ، فلم يتحقّق حملٌ . ترجمه بر مطلب فوق اعتراض شدهاست به اين كه لازمهء صحيح بودن حمل در هر مورد كه اتحاد ميان دو امر مختلف برقرار است اين است كه حمل در مقدار متصل واحدى كه اجزاى فراوان بالقوه دارد و آن اجزاء بالفعل به وجود واحد موجودند ، صحيح باشد . بدين صورت كه بتوان بعض اجزاء را بر بعض ديگر و بعض اجزاء را بر كل و بالعكس حمل نمود و گفت اين نصف از ذراع همان نصف ديگر است و يا گفت اين نصف همان كل است يا كل همان نصف است ، در حالى كه بطلان اين حمل بديهى است . پاسخ - همان گونه كه صدرالمتألهين نيز فرمودهاست - اين است كه متصل واحد تا به يكى از تقسيمات خارجى يا ذهنى تقسيم نشود به طور كلى كثرت در آن حاصل نمىشود . لذا شرط حمل كه عبارت است از وحدت توأم با كثرت محقق نمىگردد و طبعاً حمل صورت نمىپذيرد . و پس از آن كه به يكى از انحاى قسمت تقسيم شد هويت واحد آن از بين رفته و اتصالى كه