السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

42

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

يك عدد محسوب مىشوند و از تكرار وحدات اعداد پديد مىآيد مثلًا مىگوييم ده نفر يا بيست نفر . و عمومى واحدى است كه افراد متعددى را شامل مىشود ، مانند الانسان كه واحد نوعى است يا الحيوان كه واحد جنسى است و شامل انسان ، و بقر و غنم مىشود . اقسام واحد بالخصوص متن والواحد بالخصوص إمّا أن لا ينقسم من حيث . . . الواحد من جهة مقداره . ترجمه واحد بالخصوص يا از حيث طبيعتى كه معروض وحدت است تقسيم نمىپذيرد ، همان گونه كه از حيث صفت وحدت تقسيم نمىپذيرفت و يا اين‌كه تقسيم مىپذيرد . قسم نخست ( كه تقسيم‌ناپذيرى وحدت و واحد باشد ) يا نفس مفهوم وحدت و عدم انقسام است يا غير آن . و غير آن يا وضعى است مانند نقطهء واحد يا غير وضعى است مانند مفارق . و مفارق يا به نوعى تعلق به ماده دارد ، مانند نفسى كه در فعل خود متعلق به ماده است يا هيچ تعلقى به ماده ندارد مانند عقل . قسم دوم كه به حسب طبيعتى كه معروض وحدت است قبول تقسيم مىنمايد ، يا ذاتاً قبول تقسيم مىكند ، مانند مقدار واحد يا بالعرض تقسيم مىپذيرد ، مانند جسم طبيعى واحد از جهت مقدارى كه دارد . شرح واحد بالخصوص خود بر دو قسم است ؛ يا تقسيم ناپذير است يا تقسيم‌پذير . قسم نخست مانند مفهوم « وحدت » و مفهوم « عدم انقسام » اين دو مفهوم غيرقابل تقسيم هستند ؛ زيرا وحدت بما هى وحدت جزء ندارد تا تقسيم شود . همان‌طور كه اگر مفهوم عدم انقسام تقسيم مىپذيرفت تناقض و محذور « سلب الشىء عن نفسه »