السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

34

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

اگر آثار بالفعل در مقابل آثارى كه اكنون وجود ندارد ولى بعداً وجود پيدا خواهد كرد قرار داده شود تقسيم موجود به ما بالفعل و ما بالقوه حاصل مىشود . همانطور كه وقتى ذهن در مقابل آن يعنى وجود خارج از ذهن قرار داده مىشود تقسيم موجود به ذهنى و خارجى مطرح مىشود . اما با صرف نظر از اين تقسيم‌بندى و با صرف نظر از مقابل قراردادن احكام و آثار موجود در مقابل احكام و آثار آتى يا احكام ذهن در مقابل خارج هر چه موجود است از آن جهت كه موجود است بالفعل است ، همانطور كه خارجى است . معناى بالفعل اين است كه موجود در موجوديت خود فعليت دارد . همانطور كه پس از فعليت ، آثار خاص به خود و خارجيتى را دارد كه منشأ ترتب آثار هست . به عبارت ديگر امكان ندارد كه موجودى به حيث موجوديت خود بالفعل نباشد يا خارجى و صاحب آثار مخصوص به خود نباشد . آرى موجود نه به حيث موجوديت بلكه به ملاك ديگرى كه عبارت باشد از تحقق آن در ظرف زمان آينده بالقوه مىباشد . همان‌گونه كه موجود نه به ملاك موجوديت خود بلكه به ملاك ديگرى كه عبارت باشد از مقابل قراردادن ذهن با خارج از آن به ذهنى و خارجى تقسيم مىشود . قبلًا در مقدمهء كتاب گذشت كه خارجيت مطلقه و وحدت عامه و فعليت كليه مساوى با موجود مطلق هستند . در شرح اين سه كلمه گفته شد مقصود از خارجيت مطلقه خارجيتى است كه ذهن و خارج از ذهن را شامل شود . به اين ملاك ذهن هم ، چون منشاء احكام ذهنى است خارجى محسوب مىشود . وحدت عام ، وحدتى است كه واحد و كثير را شامل مىشود . فعليت كليه فعليتى است كه شامل مابالفعل و مابالقوه مىشود . * قوله فكل ذلك من الاختلافات التشكيكه . براى حقيقت وجود اوصافى است كه مساوى با حقيقت وجود مىباشند . آنها نيز داراى مراتبى مىباشند . بعضى از آنها نسبت به بعض ديگر اشد و اقوى هستند و بعض ديگر اقدم بر بعض ديگر .