السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

149

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

بايد معيت در وجود داشته باشند و امكان جدايى اين دو وجود ندارد حرف درستى نيست . خصوصاً در فاعل‌هاى اختيارى مانند انسان كه فى المثل علت شرب اين آب باشد ، اما اكنون آب را ننوشد ، ولى در ساعتى بعد اقدام به نوشيدن آن كند . در اين جا عليت تامه براى شرب در ساعت قبل حاصل بوده در حالى كه معلول كه شرب است حاصل نبوده‌است . و در ساعت بعد شرب موجود شده‌است . پس انفكاك به اين معنا كه علت تامه باشد معلول نباشد يا معلول باشد علت تامه نباشد امر ممكنى است و ادعاى شما كه مىگوييد وجود معلول متوقف بر وجود علت است به اين معنا كه در ظرف تحقق معلول علت هم بايد حتماً متحقق باشد و اين دو بايد وجوداً معيت داشته باشند ادعاى نادرستى است و تلازمى ميان علت و معلول وجود ندارد . جواب از اشكال متن قلت : لامعنى لتخلّل العدم بين وجود العلّة التامّة . . . وذلك خلفٌ ظاهر . ترجمه به هيچ وجه معنا ندارد كه عدم ميان وجود علت تامه و وجود معلول آن فاصله بيندازد . قبلًا گذشت « 1 » كه توقف وجود معلول بر وجود علت به سبب يك رابطهء وجودى خارجى حاصل مىشود كه وجود معلول با اين رابطهء عينى ، وجود رابط گرديده ، ذاتاً به علت تامهء مستقل خود قائم مىگردد . پس فرض وجود معلول در ظرفى كه علت تامهء آن در آن ظرف معدوم است فرض تحقق وجود رابط است در حالى كه وجود مستقلى كه به او قوام مىبخشد موجود نباشد ، و اين خلاف فرض آشكار است . و فرض وجود علت تامه در حالى كه هنوز معلول آن موجود نباشد فرض وجود مستقلى است

--> ( 1 ) . در فصل اول از همين مرحله