السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
129
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
ترجمه از آنچه گذشت آشكار مىگردد اولًا كه در خارج ، علت و معلول وجود دارد و ثانياً هر ممكنى معلول است و ثالثاً عليت و معلوليت رابطهء وجودى ميان علت و معلول است و اين رابطه ميان وجود علت و وجود معلول حاصل است ، گرچه گاهى توقف معلول بر علت و فقر و حاجت به ماهيت نسبت داده مىشود . پس محل استقرار حاجت و فقر بالاصالة وجود معلول است و ماهيت هم به طبع وجود ، محتاج است . شرح از آن جا كه ماهيت نسبت به وجود و عدم على السويه است و ترحج بلا مرجح امر محالى است ناگزير بايد شىء ديگرى باشد كه به او هستى يا نيستى دهد متوقف عليه را علت و متوقف را معلول مىناميم . از اين جا نكتهء اول آشكار مىشود كه نظام هستى نظام علت و معلول است . و نيز از همين رهگذر كه ماهيت ممكن به خودى خود نمىتواند از مرز استواى بين وجود و عدم خارج شود و بايد ديگرى او را از اين حالت بيرون كند نكتهء دوم آشكار مىشود كه هر ممكنى معلول است . و از آن جا كه پيوند ميان علت و معلول يك پيوند اعتبارى و ذهنى نيست بلكه ارتباط آن دو يك پيوند نفس الامرى و خارجى است ( و از اين جهت نمىتوان هر معلولى را به هر علتى استناد داد . همان گونه كه نمىشود هر علتى را علت هر معلولى دانست ) نكتهء سوم آشكار مىگردد . بديهى است هر در بستهاى با كليد خودش باز مىشود و هر چراغى با كليد مخصوص به خودش روشن مىشود . چنين نيست كه ذهن ما براى روشن شدن فلان چراغ ، فلان كليد را كه هيچ به او مرتبط نيست اعتبار كند . اگر رابطهء علت و معلول رابطهء اعتبارى باشد نه خارجى ، ما خواهيم توانست كه هر معلولى را در عالم ذهن