السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
127
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
ترجمه نكتهء ديگر اين كه مجعولِ علت و اثرى كه در معلول به جاى مىگذارد يا وجود معلول است يا ماهيت آن يا صيرورت ماهيت ، موجود . لكن محال است كه مجعول ماهيت باشد زيرا ؛ گذشت كه ماهيت امر اعتبارى است و آنچه را كه معلول از علت خود دريافت مىكند امر اصيل است . مضافاً بر اين كه عليت و معلوليت رابطهء عينى ميان معلول و علت آن است و اگر چنين نبود هر چيز علت هر چيز ، و هر شىء معلول هر شىء مىگشت . و ( بديهى است كه ) رابطهاى بين ذات ماهيت و غير آن وجود ندارد . شرح ميان حكما پيوسته اين اختلاف مطرح بودهاست كه علت ، به معلول خود چه چيز مىدهد . آيا ماهيت به او مىدهد يا وجود يا صيرورت ماهيت به يك شىء موجود . هر يك از اين سه احتمال طرفدارانى داشتهاست . كسانى كه به اصالت ماهيت معتقد بودهاند مانند اشراقيون گفتهاند : اثر علت همان ماهيت معلول است به عبارت ديگر مجعول علت همان ماهيت او است ( زيرا بر اساس اصالت ماهيت ، وجود امرى اعتبارى است ) . اين سخن مردود است ؛ زيرا گفتيم ماهيت امر اعتبارى است و آنچه معلول از علت دريافت مىكند يك امر اصيل است . به علاوه اين كه رابطهء عليت و معلوليت يك رابطهء حقيقى و خارجى ميان علت و معلول است . چنين نيست كه علت بتواند بين خود و يك امر اعتبارى به نام ماهيت كه هيچ وجود خارجى ندارد رابطهء علّى و معلولى بر قرار كند . ميان ماهيت اعتبارى و هيچ چيز ديگر ارتباطى بر قرار نمىشود . اگر رابطهء بين علت و معلول يك امر اعتبارى بود چنين امكانى وجود داشت كه هر ماهيتى علت هر ماهيت ديگر قرار گيرد بدون آنكه سنخيتى بين آن دو وجود داشته باشد درحالى كه ضرورتاً چنين چيزى محال است از آتش برودت سرنمى زند همانطور كه از يخ حرارت حاصل نمىشود .