السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
112
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
مقايسه كردهاند ، ديدهاند در قلمرو رنگ سفيد قرار نمىگيرند . بلكه در قلمرو رنگ سياه محسوب مىشوند . از اين جهت نتوانستهاند حكم كنند كه اين رنگها با رنگ سياه تضاد دارند چون اينها در قلمرو رنگ سياه قرار مىگرفتهاند . ناگزير حكم به تضاد ميان اين رنگها و رنگ سفيد يا سياه نكردهاند و اين شرط را ملتزم شدهاند كه ميان دو چيز كه حكم به تضاد آن دو مىشود ، نهايت مخالفت شرط شود ، مانند خود رنگ سياه و سفيد . اما امور متوسط ميان اين دو نه با سفيد تضاد دارد نه با سياه ؛ چون گرچه با اينها مخالفت دارند اما نهايت مخالفت بين اينها حاكم نيست . مانند مثال فوق مثال شجاعت است كه متوسط بين تهوّر و جُبْن است . شجاعت ، اعتدال غضب است و نه با تهوّر نهايت خلاف را دارد و نه با جُبْن . از اين رو با هيچكدام ضد نيست . و چون شرطِ غايتِ خلاف بين متضادين را معتبر دانستهاند ، تضاد ميان جواهر را منتفى دانستهاند . چون ميان دو جوهر مانند انسان و فرس گرچه خلاف وجود دارد اما نهايت خلاف وجود ندارد ؛ زيرا بين دو جوهر ، نوع نسبى كه هم بتواند از اين طرف متضاد محسوب شود و هم بتواند از طرف ديگر متضاد به شمار آيد ، وجود ندارد تا اين كه بين دو طرف تضاد ، نهايت خلاف حاكم باشد و امور متوسط بين آنها ، نسبت به آن دو ، امور نسبى باشد . بنابراين تضاد در ميان انواع جوهرى به دليل فقدان دو طرفى كه ميان آنها غايةالخلاف باشد ، منتفى است . تضاد فقط بين دو طرف واقع مىشود نه بيشتر متن و من أحكام التضادّ أنّه لا يقع بين أزيد من طرفَيْن . . . بينهما بالعرض » إنتهى . ترجمه از جمله احكام تضاد اين هست كه آن بين بيش از دو طرف واقع نمىشود ، زيرا تضاد يكى از