السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

105

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

صورت نيز كه حال در آن است جوهر مىباشد پس موضوع واحد علاوه بر آن كه موضوع عرض را شامل مىشود محل جوهر مانند هيولى را هم شامل مىشود ، لكن با قيود ديگر كه در تعريف آمده است اطلاق موضوع محدود مىگردد و صرفاً به موضوع عرض اختصاص مىيابد . با قيد دوم كه مىگويد : متضادين بايد تحت جنس قريب باشند تضاد ميان مقولات ده‌گانه منتفى مىگردد ؛ زيرا هر يك از مقولات ده‌گانه خود جنس عالى هستند و تحت جنس ديگرى نمىباشند . بنابراين چون نسبت تضاد ميان مقولات عاليه برقرار نمىگردد اجتماع تعدادى از آنها در يك موضوع ، امر ممكنى هست ، مانند اجتماع مقولهء كم ، كيف و وضع در يك جوهر ، مانند جوهر انسانى . با قيد سوم كه بين متضادين غايت خلاف را شرط مىداند ، اطراف متضادين را منحصر در دو چيز مىكند ، زيرا غايت خلاف ميان دو چيز واقع مىشود . گرچه بين آن دو چيز اشياء ديگرى باشند كه حد وسط براى آن دو محسوب مىشوند . فى المثل بين رنگ سفيد و سياه رنگ‌هاى متوسط ديگرى مانند زرد و سبز و آبى وجود دارد . اما ميان اينها به رغم خلافى كه وجود دارد غايت خلاف حاكم نيست . غايت خلاف فقط بين سياهى و سفيدى حاكم است . از اين رو دو طرف تضاد هميشه منحصر در دو مىباشد . مضافاً به اين كه چون بين جواهر مانند انسان و فرس غايت خلاف وجود ندارد ، پس جواهر هم از بحث تضاد بيرون مىروند و تضاد منحصر در اعراض مىشود . چگونگى وقوع تضاد ميان دو مفهوم متن بيان ذلك : أنّ كلَّ ماهيّةٍ من الماهيّات . . . واحد قريب ، فافهم ذلك .