السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

631

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

وجود نخواهد داشت لذا تقاطع سطوح هم وجود نخواهد داشت تا از تناهى و تقاطع سطوح ، خط به وجود آيد . عبارت مؤلف « إن ثبتت اجسام لها سطوح متقاطعه » اشاره به اين احتمال است . مراتب عدد ، انواع مختلف هستند ، بر خلاف زمان متن ثمّ إنّ كلّ مرتبة من مراتب العدد . . . لِما أنّ بين أفراده عادّاً مشتركاً . ترجمه هر مرتبه از مراتب بىنهايت عدد ، نوع خاصى از عدد محسوب مىشود ، كه با ساير اعداد مباينت دارد ؛ چون به خواص عددى مخصوصى اختصاص دارد ، و اين خصوصيّت به ديگرى سرايت نمىكند . و زمان نوع واحدى مىباشد ، گرچه معروض آن انواع حركات جوهرى و عرضى مىباشد ؛ دليل مطلب آن است كه بين افراد زمان « عادّ مشترك » وجود دارد . شرح گفته‌ايم كه مصداق كمّ منفصل ، عدد است ، و مصداق كمّ متصل غير قار ، زمان . اكنون مىخواهيم بگوييم مراتب عدد هر كدام با ديگرى از نظر نوعى مباينت دارد ، به اين معنا كه هر عددى خود يك نوع خاصى محسوب مىشود . مثلًا عدد « دو » و عدد « سه » و « چهار » سه نوع عدد هستند و هر كدام به احكام خاصى اختصاص دارند . و چون مراتب عدد بىنهايت است پس انواع آن هم بىنهايت است . البته اين سخن مبنى بر آن است كه عدد از سنخ ماهيات باشد . اما اگر گفته شود كه عدد از سنخ ماهيت نيست بلكه از سنخ وجود است و كثرت در آن از سنخ كثرت در وجود مىباشد مراتب عدد انواع مختلف محسوب نخواهند شد ، بلكه همهء آن از يك نوع محسوب خواهند گشت . اما زمان كه كم غيرقار هست نوع واحدى است ؛ گرچه معروض آن كه حركت‌هاى