السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

620

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

كه اين تعريف ، تعريف به اخص است ، چون قبول قسمت اختصاص به كم متصل دارد . و اما كم منفصل صاحب اجزاى بالفعل مىباشد . و نيز تعريف كم به اين كه قبول مساوات مىكند ، مورد ايراد هست ، « 1 » به اين كه اين تعريف دورى است ؛ چون مساوات همان اتحاد در كم است . در هر حال آنچه كه اين تعاريف بر آن مشتمل هستند ، بيان كنندهء خواص سه گانه كم مىباشد ؛ يعنى « عد » ، « انقسام » و « مساوات » . شرح شيخ الرئيس و فارابى كم را تعريف كرده‌اند به عَرَضى كه در آن امكان واحدى كه عاد آن شود وجودداشته‌باشد . عاد در اصطلاح رياضى عبارت است از عددى كه اگر مكرر از عدد مورد نظر كم شود ، آن را به صفر برساند . مانند عدد سه نسبت به عدد نُه ، كه كسر مكرر عدد سه ، عدد نُه را به صفر مىرساند . پس عدد سه « عاد » و عدد نُه « معدود » اين عاد مىباشد . يا پارچه‌اى كه دو متر طول دارد ، كسر مكرر يك متر ازاين پارچه آن را به صفر مىرساند . پس يك متر « عاد » آن مىباشد . بنابراين بر اساس تعريف شيخين ، كم عبارت است از عرضى كه در آن امكان وجود واحدى كه عاد آن شود باشد . و اين بهترين تعريف است ، گرچه تعريف به جنس و فصل نيست . تعريف دوم كم را عرضى كه قبول قسمت مىكند معرفى مىكند ، اين تعريف هم تعريف جامعى نيست ؛ زيرا اين تعريف اختصاص به كم متصل چون خط ، سطح و جسم تعليمى دارد و شامل كم منفصل چون عدد نمىشود . به دليل آن‌كه در كم منفصل اجزاء بالفعل وجود دارند و نيازى به اين كه قبول قسمت كند ندارد . فى المثل در عدد

--> ( 1 ) . اشكال از شيخ الاشراق در مطارحات ، ص 234