السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

606

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

مىكند ، اجزاى آن هم به نسبت خود چنين مىكنند . اثر مجموعه ساختمان عبارت است از اثر اجزاى خود ساختمان . بنابراين در مركبات اعتبارى ماهيت جديدى كه آثار جديد داشته باشد ، پديد نيامده تا گفته شود عَرَض ، مقوّم ماهيت جوهرى آن است . بر خلاف مركبات حقيقى كه در آنها ماهيت جديد و آثار نوى وراى اجزاء پديد مىآيد . اكنون سخن اين است كه در يك مركب حقيقى كه جوهر باشد ، مانند انسان كه مركب از حيوان و ناطق است اگر عَرَض مقوّم جوهر باشد لازم مىآيد كه شىء واحد مندرج تحت دو مقوله واقع شود كه اين باطل است . عَرَض به عنوان مقوّم نمىتواند نقشى در تقويم جوهر ايفا كند ، زيرا مقولات با يك‌ديگر به طور كلى مباين هستند و هيچ سازش و تركيبى ميان آنها وجود ندارد . و اگر عَرَض مقوّم جوهر باشد لازم مىآيد كه شىء واحد مانند انسان مندرج تحت دو مقوله يكى جوهر و ديگرى عَرَض واقع شود . و اين باطل است . بيان توهّم تعارض در باب صورت‌هاى نوعى و دفع آن متن ولا يقال : كون الصور النوعيّة جواهرَ ينافي . . . مقوّماتٌ للأنواع عارضةٌ على الجنس . ترجمه گفته‌اند كه جوهر بودن صور نوعيه منافات دارد با اين‌كه فصول جواهر مندرج تحت جنس جوهر نيستند . در جواب گفته مىشود كه قبلًا بحث از اين اشكال در مرحلهء ماهيت « 1 » گذشت . در آنجا روشن شد كه معناى جوهر بودن فصول - كه همان صور نوعيه به شرط لا هستند - اين است كه جنس جوهر بر

--> ( 1 ) . مرحلهء پنجم ، فصل ششم « فصول الجواهر ليست بجواهر »