السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
596
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
به مقتضاى دليل اول هر يك از صورتهاى فوق وقتى در معرض ورود هر يك از كمالات عارض مانند اقسام حركتهاى مختلف و مقولهء كم و كيف وأين ، وضع و غير اينها قرار مىگيرند بايد از پيش امكان و استعداد آن كمالات را داشته باشند . و حامل امكان و استعداد ، چيزى جز ماده نيست پس هر يك از صورتهاى فوق به ماده نيازمندند ؛ زيرا غير از ماده چيزى وجود ندارد كه بتواند حامل امكان كمالات فوق باشد . فى المثل حجم و مقدار ساقه درخت بزرگ مىشود و رنگ ميوهء آن تغيير مىكند و نسبت بعض اجزاء آن به بعض ديگر متحول مىشود اين تغييرات همه و همه مسبوق به امكان آن مىباشد كه حامل آن امكان ماده است از اين رو مىگوييم بدون ماده امكان عروض كمالات لاحق ، نسبت به هيچ صورتى وجود ندارد . و به مقتضاى دليل دوم هر يك از صورتهاى فوق اگر ذاتاً مقتضى كمالى باشند اين اقتضا در تمام افراد و آحاد آن صورت نوعى جريان مىيابد زيرا اگر ذات ، اقتضاى كمالى را بنمايد امكان تخلف آن در بعض افراد وجود ندارد و تمام آحاد نوع به آن كمال متصف خواهند بود و اگر ذات اقتضاى آن كمال را نداشتهباشد تمام آحاد نوح چنين خواهند بود . فى المثل اگر صورت نوعى انسان اقتضا مىكند كه او ناطق باشد اين كمال به حكم اقتضاى ذاتى در تمام افراد وجود خواهد داشت و امكان اين كه بعضى افراد چنين باشند و بعض ديگر چنين نباشد وجود نخواهد داشت . بنابراين وقتى صورت جسميه كه يك نوع تام واحدى است محتاج به ماده باشد صورتهاى نوعيه ديگر نيز محتاج به ماده خواهند بود ؛ زيرا صورتهاى نوعيهء ديگر مانند صورت نباتى و حيوانى و انسانى نيز در ماده حلول مىكنند و قرين آن هستند و اين گواه است كه آن صور از ماده بى نياز نيستند كه اگر بىنياز بودند محال بود كه در ماده حلول كنند اقتضاى ذاتى صورت ، حلول در ماده است و اين اقتضا در تمام صور اعم از جسميه و نوعيه جارى است .