السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
593
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
شرح صورت جسميه كه عبارت است از جوهرى كه قابل ابعاد ثلاثه باشد - طبيعت و نوع واحدى است كه انواع مختلفى تحت آن قرار دارند مانند نوع نباتى يا حيوانى يا انسانى كه اينها همه و همه تحت صورت جسميه قرار دارند و هر كدام نوعى از جسم مىباشند و حكم صورت جسميه كه نوع مستقلى است مانند حكم مفهوم جوهر كه جنس براىجسم هست نمىباشد زيرا مفهوم جوهر حكم مستقلى ندارد بلكه در حكم تابع نوعى است كه زير پوشش جوهر قرار دارد با توضيح فوق مىگوييم كه حلول صورت جسميه در ماده مساوى با نياز آن به ماده مىباشد . حال سؤال اين است كه آيا صورت ذاتاً بىنياز از ماده هست يا نه . اگر بىنياز هست پس چرا بعضى از اجسام مانند صورت شجريت ، حجريت و فرسيت در ماده حلول نمودهاند . پس در همه جا نبايد بىنياز باشند چون حكم الامثال فيما يجوز وفيما لايجوز سواء . به عبارت ديگر اين افراد در ماده حلول نمودهاند و محتاج به ماده هستند پس افراد مادى ديگر نيز بايستى چنين باشند . زيرا جسم داراى طبيعت تام واحدى است كه همه جا داراى حكم واحدى است . و اگر صورت ذاتاً محتاج به ماده است ، ادعا ثابت مىگردد كه جسم هرگز از حلول در ماده بىنياز نيست و از آن انفكاك ندارد . در اين صورت نياز به تطويل سخن نيست . اشكال متن لايقال لِمَ لايجوز أن يكون غنيّاً عنها . . . الأعراض المفارقة للطبائع النوعيّة ؟ ترجمه گفتهاند « 1 » كه چرا جايز نيست صورت در ذات خود بىنياز از ماده باشد ، لكن مقارنت بعض افراد با ماده به سبب امر خارج از ذات آنها باشد ، مانند عروض اعراض مفارق بر طبايع نوعى .
--> ( 1 ) . اين اشكال مقدرى است كه از بيان بهمنيار در تحصيل ، ص 347 استفاده مىشود . شيخ الرئيس در فصل دوم ازمقالهء دوم از الهيات شفاء بدان اشاره دارند