السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

560

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

امتداد كمى عارض بر آن است . پس خلط ميان اتصال جوهرى كه ما به الاشتراك ميان همهء اجسام است و بين اتصال امتدادى كه مىتواند ما به الافتراق اجسام باشد ، اشتباه بزرگى است كه در كلام شيخ اشراق مشاهده مىشود . و اما شرح اصطلاحات رياضى : - « عاد » در رياضى عبارت است از عددى كه اسقاط آن به نحو مكرر ، عدد را از بين مىبرد . مثلًا عدد سه نسبت به عدد نُه عاد آن محسوب مىشود ؛ زيرا اسقاط مكرر سه از نُه ، عدد نه را به صفر مىرساند . پس عدد سه نسبت به نه عاد است . همانطور كه عدد نه معدود به اين عاد مىباشد ؛ يعنى از جمع و تكرار سه ، عدد نه به دست مىآيد . - « اعداد مشتركه » اعدادى هستند كه عاد مشترك دارند مانند « چهار » ، « شش » و « هشت » كه عاد اينها عدد « دو » است و در يك عاد اشتراك دارند . همانطور كه اعداد متباينه عاد آنها فقط عدد يك مىباشد ، مانند عدد پنج و هفت كه متباين هستند و فقط عدد « يك » عاد آنها مىباشد . نقد نظريه ارسطو و طرح نظريه فيزيك جديد متن وأمّا القول السابع المنسوب إلى . . . بهذا المعنى أصلًا موضوعاً لنا . ترجمه و اما قول هفتم كه منسوب به ارسطو است ، عبارت است از اين كه جسم ، مركب است از هيولا و صورت جسميه . صورت جسميه عبارت است از اتصال جوهرى همان گونه كه حس آن را مىيابد . و اتصال جوهرى عبارت است از اين كه جسم به گونه‌اى باشد كه امكان فرض خطوط سه گانهء متقاطعه كه ترسيم كننده چند زاويهء « 1 » قائمه باشد در آن باشد و قبول قسمت به اجزاى غير متناهى نمايد . اما

--> ( 1 ) . همان‌طور كه قبلًا گفتيم از تقاطع دو خط طول و عرض مانند اين علامت ( + / ) چهار زاويهء قائمه و از تقاطع خطديگر عمودى بر آنچهار زاويه جديد از قسمت بالا و چهار زاويه ديگر از زير به وجود مىآيد كه جمعاً دوازده زاويه مىگردد