السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
541
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
كاغذ را مىتوان به دو نيم يا بيشتر تقسيم كرد . همچنين سنگ و چيزهاى ديگر را ، اما قبل از تقسيم ، اجزاى بالفعلى وجود ندارد . اين مطلبى است كه به اقتضاى قضاوت قواى حاسه است . اما در واقع چون مسئله به تحليل عقلى ربطى ندارد آيا فى نفسالامر جسم قبل از تقسيم آن طور كه حس مىيابد يك واحد متصل است يا از اجزاى بالفعل كه ميان آنها فواصل بسيار نامرئى وجود دارد تشكيل شدهاست ؟ و نيز آيا آن اجزاء متناهى هستند يا غير متناهى و نيز آيا انقسام پذيرى اجزاء خارجى است يا عقلى يا وهمى در اين موارد اختلاف دامنهدارى وجود دارد كه متعاقباً بدان اشاره خواهد شد ؛ إن شاء اللَّه ؟ اقوال دربارهء حقيقت جسم ، نظريهء متكلمان متن احدها : أنّه مركّب من أجزاء ذوات . . . وهو مذهب جمهور المتكلّمين . ترجمه نظريهء اوّل مىگويد جسم از اجزايى تشكيل مىشود كه صاحب وضع است و به هيچ وجه قبول تجزيه و قسمتِ خارجى ، وهمى و عقلى نمىكند ، در حالى كه متناهى است . و اين عقيدهء جمهور متكلمان است . « 1 » شرح بنابراين قول ، هر جسم از اجزاى بسيار كوچكى كه ذات الوضع هستند - يعنى قابل اشارهء حسيّه اند - تشكيل شدهاست ، در حالى كه آن اجزاء اولًا از نظر عدد محدود و متناهى هستند ، و ثانياً قابل تقسيم به اجزاى كوچكتر نيستند نه درخارج قابل تقسيم هستند و نه در قوهء وهم و نه در قوهء عقل .
--> ( 1 ) . اين نظريه و ساير نظريههايى كه متعاقباً به بعضى از حكما نسبت دادهمىشود ، از نقل صدرالمتألهين اقتباس شدهاست . ر . ك : اسفار ، ج 5 ، ص 16 - 17