السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

531

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

را سه قسم مىدانند كه عبارت باشند از مجردات تامه ( عقول ) ، نفوس و جواهر جسمانى . اكنون سخن اين است كه برهان عقلى بر حصر اقسام جواهر وجود ندارد . بلكه ممكن است در ميان جواهر مادى كه مركب از ماده و صورتند جوهر مركبى باشد كه از ماده و صورت تأليف يافته باشد ، لكن آن صورت ، صورت جسميه نباشد ، چيز ديگرى باشد كه اگر علم بدين پديده دست يابد طبعاً عدد جواهر شش قسم خواهد گشت . چنان كه اين احتمال هم وجود دارد كه اقسام جواهر از پنج تا هم كمتر باشد . و اين بدان جهت است « 1 » كه فصل‌ها كه همان صورت‌هاى جوهرى مىباشند داخل در مقولهء جوهر نيستند گرچه جوهر به عنوان يك لازمهء خارج از آن بر آنها اطلاق مىشود « 2 » مانند اطلاق امكان ، بر انسان كه امكان خارج لازم است ، ولى ماهيت انسان چيزى غير از امكان است . خوب در صورتى كه صورت‌هاى جوهرى را از مقولهء جوهر بيرون بدانيم طبعاً عدد جواهر كمتر از پنج خواهد شد . * جملهء « على انك قد عرفت الخ » به احتمال نقصان اشاره دارد . پس عدد جواهر به حصر عقلى در پنج خلاصه نيست ؛ بلكه به ملاحظات و ملاك‌هاى مختلف زياده و نقصان مىپذيرد . تقسيم به ملاكى ديگر متن قال فى الأسفار بعد الإشارة . . . بالمباشرة فنفس . وإلّا فعقل . »

--> ( 1 ) . ر . ك : محمد تقى ، مصباح يزدى ، تعليقهء نهايةالحكمة ، ص 134 . وى مىنويسد : « وقال فى التلويحات واقسام الجواهر اربعة ؛ جسم وجزءاه الهيولى والصورة . والخارج من هذه الاقسام الثلاثة المفارقات ، وكلامه هذا مُبتن على مماشاه المشائين و الا فهو من المنكرين لوجود الهيولى . » ( 2 ) . براى توضيح بيشتر ر . ك : نهاية الحكمة ، مرحله پنجم ، فصل ششم